تبلیغات
تمدن پرشکوه ایران باستان
شنبه 13 فروردین 1390

درخواست همکاری

   نوشته شده توسط: افشین م    

این پست همیشه در بالای صفحه قرار میگیرد.....

دوستان گرامی
واقعا تنهایی نمیتونم این وبلاگ را بروز رسانی کنم.
از دوستان بزرگوار و دوستداران ایران تمنا دارم اگر علامند به همکاری در گذاشتن مطالب هستند برای من پیام خصوصی بذارن.
نگران مطلب هم نباشید خودم بهتون مطلب میدم. و شما بنام خودتون بذارید در وبلاگ

                         با سپاس افشین


جمعه 13 خرداد 1390

واحد پول “تومان” ازکجا آمده است؟

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :سکه از ابتدای تاریخ تا کنون ،

واحد پول کشور ایران بر مبنای «دینار» بنا شده.  دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «دیناریوس» خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد…

این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنت ها و حکومت های ایرانی هم از دینار استفاده می کردند. اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.

اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم«محمودی» نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که «شاهی» نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند. واحدهای دیگری مثل «قران» (هزار دینار) و تومان (۱۰۰۰۰) دینار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا” هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود دید: فرمانده ده هزار نفر).

در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش ۲۰۰ دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج شد این سکه ها «رئال» نام داشتند ( که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق ۱۱۷۵ دینار گرفته شد و در ایران به این اندازه خریده می شد.

سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش ۵۰۰ دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: ۵۰۰ دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ایران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار دیناری و دوهزار دیناری هم ضرب شدند (یک قرانی و «دوزاری»). در ابتدای سلطنت پهلوی برای یکدست شدن واحد پول ایران، سکه های ریال بجای ۱۱۷۵ دینار به مبلغ ۱۰۰۰ دینار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول «ریال» نام گرفت. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناس های پنج ریالی و ده ریالی (یک تومانی) چاپ شدند.

تومان به عنوان واژه‌ای که امروز کاربردی بیشتر از ریال، واحد پول رسمی دارد، از واژه ترکی به معنای ده‌هزار وارد زبان فارسی شده است. تومان تا پیش از ۱۳۱۰ واحد پولی معادل با ۱۰۰۰۰ دینار بوده است. پیش از آن ،‌حدفاصل سال‌های ۱۷۹۸ تا ۱۸۲۵ میلادی تومان واحدی معادل ۸ ریال بوده‌ است ، که هر ریال خود معادل ۱۲۵۰ دینار می‌بوده. در این دوران یک قران واحدی برابر ۱۰۰۰ دینار یا یک دهم تومان بود. اما پس از سال‌ ۱۹۳۲ میلادی، ۱۳۱۰ هجری شمسی هر تومان با ۱۰ ریال معادل شد و از آن پس *تومان* ، عملا واحد پول غیر رسمی در زندگی روزمره ایرانیان شد.



اما فراموش نکنیم واحد پول ایران باستان " داریک " بوده است.

ایرانی باشیم





چهارشنبه 17 فروردین 1390

كتاب (از زبان داریوش) (قسمت هفتاد و پنجم)

   نوشته شده توسط: مهسا . ی    نوع مطلب :کتاب (از زبان داریوش) ،شاهنشاهی هخامنشی ،


هر درگاه دارای دو نگاره است كه در دو طرف به صورت تصویر آینه‌ای رو به روی هم قرار دارند. ظاهراً اتاق های دو طرف ایوان حمام یا دستشویی بوده است. در هر درگاه اتاق ها دو نگهبان نیزه دار ایستاده اند، كه به بیرون درگاه، یعنی به ایوان، نگاه می كنند. در دست نفر اول هر درگاه، سپری بافته شده از چوب بید قرار دارد.

در ورود به تالار اصلی با نگاره ی شاه مواجه می شویم كه در حال ترك كاخ است. روی سر تاج طلای بلندی با لبه ای كنگره دار دارد و جعد مو، كه روكشی از فلز داشته، به وضوح پیداست. از سوراخ های كوچكی كه روی گردن و سینه و یا روی مچ شاه است معلوم می شود كه او گردن بند و دست بند داته است. دو ملازم، با قدی به مراتب كوچكتر، شاه را همراهی می كنند. در دست یكی از این دو، كه ریش دارد، یك چتر آفتابی است تا وقتی شاه كاخ را ترك میكند، از تابش خورشید در امان باشد. ظاهراً این ملازم از نظر مقام از دیگری بالاتر است، زیرا كه در هر دو درگاه پیش از آن دیگری قرار گرفته است. نفر دوم بدون ریش است، با یك دست مگس پرانی را روی سر شاه نگه داشته و روی دست دیگر حوله ای انداخته است. در هر طرف این نگاره یك نبشته ی سه زبانی وجود دارد. ترتیب این نبشته ها طوری است كه متن فارسی از دو طرف، اولین نبشته ای است كه در وسط و متن بابلی رو به داخل است: « داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ویشتاسب هخامنشی این كاخ را ساخته است »

آن روزها هم مانند امروز داریوش به هر بیننده ای تفهیم می كند كه تصاویر، نوشته ها و تمامی كاخ به فرمان او ساخته شده است. باید فراموش نكنیم كه این نبشته، همان نبشته ای است كه ف. گروته فند به كمك آن توانست برای نخستین بار خط میخی فارسی باستان را بازبخواند.

از تالار اصلی، دو در به طرف شمال، به دو اتاق بزرگ كه سقف هر كدام بر چهار ستون لمیده بود، گشوده می شود. نگاره های هر دو در یكی است. دوباره با شاه روبرو می شویم كه این بار در حال وارد شدن از اتاق های درئنی به تالار است. در این جا هم گردن بند و دست بند به چشم می خورد و شاه تاجی بر سر دارد كه در اصل پوششی از ورقه ی طلا داشته است. وجود شیاری مثلثی شكل روی چانه ی داریوش جلب توجه میكند. ظاهراً ریش شاه در این نگاره از جنس دیگری بوده است: از سفالی مخصوص به رنگ آبی مصری ویا حتی از سنگ لاجورد، در هنر هخامنشی رنگ آبی ریش بسیار مورد توجه بوده است و قطعات زیادی از آن در صفه ی تخت جمشید پیدا شده است. شاه را همان ملازمان درگاه جنوبی همراهی می كنند. الا این كه این جا در درون كاخ، نیازی به چتر آفتابی نیست. ملازم ریش دار – چون چتر ندارد – دست هایش را روی هم گذارده است. ظاهراً این ژست مخصوص همه ی خدمتكارانی است كه در حال گوش به فرمانی بودند. در زمان شاهان بعدی هخامنشی به این رفتار بیش از پیش توجه می شود.

1

داریوش در حال ترك كاخ خود، ملازمی چتری آفتابی روی سر او گرفته است. تاج شاه روكشی از ورق طلا داشته است. سوراخ هایی كه در نگاره تعبیه شده معلوم می كند كه شاه گردن بندی نیز بر گردن داشته است.

به اتاق های جبهه ی شمالی و چمد اتاق جانبی آن توجه بیشتری شده. این اتاق های جانبی مجموعاً پنج باب اند كه به یك اتاق می توان مستقیماً راه یافت. در دیوار غربی و شرقی، دو در كاملاً رو به روی هم ساخته شده و پستوی كوچكی در سمت شمال، پشت این درها قرار دارد. درگاه های شرقی و غربی اتاق شماره ی 6 با هم هماهنگی ندارند، اما نگاره ی آن با هم برابرند. بر بدنه ی جنوبی هر دو درگاه خدمتكاری نقش شده كه در دستی روغن دان و در دست دیگر حوله ای گرفته است. بر بدنه ی شمالی، خدمتكاری دیگر با عودسوز و سطل زغال نقش شده است. یك در دیگر به اتاق جانبی قسمت جنوبی باز می شود كه به تالار اصلی راه ندارد. در نگاره ی درگاه این اتاق، هر دو خدمتكار درهای شرقی و غربی با هم نقش شده اند یعنی در هر دو طرف، هم خدمتكارانی كه حوله و روغن دان و هم خدمتكارانی كه عودسوز و سطل زغال در دست دارند در حال ورود به اتاق خصوصی اند. متاسفانه این قسمت از كاخ به شدت آسیب دیده و نمی توان به كاربرد تك تك اتاق ها پی برد. در درگاه اتاق شمال غربی كاخ هم، كه به اندازه ی اتاق قبلی ولی با دو پستو است، باز هم دو خدمتكار یاد شده به چشم می خورند.

2

ستون ها و نگاره های ستون پایه ی تالار شرقی آپادانا در پرسپولیس

3

سر ستون با نقش گاو نر در پرسپولیس


43

لوح طلایی یافت شده در پوسپولیس


4

مشخصات نقش برجسته نمایندگان و سفرا در پرسپولیس

5

كاخ داریوش شاه با مدخلی با ابهت و چارچوب پنجره های رو به شمال


6

قسمت شمالی پلكان آپادانا در پرسپولیس، در دو ردیف پایین اشراف زادگان و صاحب منصبان عالی رتبه حكومت ایستاده اند، در قسمت بالا مركب سلطنتی به حضور پادشاه و ولیعهد آورده می شد.

7

داریوش در حال ورود به تالار مركزی كاخ خود. دو ملازم با مگس پران و حوله ی عرق گیر، او را همراهی می كنند. نگاره در اصل تاج و گردنبند و بازوبندی زرین داشته است و ریش شاه از سنگ لاجورد گران بها بوده است.

ادامه دارد ....


دوستان گرامی باید پوزش مرا پذیرا باشند چرا كه ناچار بودم كه از تصاویر درون كتاب استفاده كنم. چون هم قابل فهم تر و هم با كیفیت تر و هم مرتبط تر از آنچه كه میتوان در اینترنت یافت بودند. بنابراین دوستان اگر نوشته company confidential را روی تصاویر مشاهده كردید مرا ببخشید.

همچنین نوروز باستانی و زیبای ایرانیان را شادباش میگویم و سالی سراسر كامیابی و تندرستی را برایتان آرزومندم.



یکشنبه 1 اسفند 1389

1 اسفند ماه ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

«مدیریت دولتی» در ایران دوران ساسانیان - «مدیریت دولتی» و پیشرفته بودن ایران از این لحاظ در عهد باستان
بیستم فوریه 1932 «تاراپور J. Tarapore» در شهر بمبئی هند «آیین مدیریت و نامه نگاری دولتی ایران» در دوران ساسانیان را از روی یك نسخه اصل دوباره نویسی كرد و منتشر ساخت. این آیین نامه یك بخشنامه (دستور العمل) اداری بود كه در دوران سلطنت خسروانوشیروان ساسانی برای مقامات دولتی ارسال شده بود تا رعایت كنند. این روش مدیریت دولتی پیش از دوران زمامداری خسروانوشیروان وجود داشت و در زمان وی بود كه جمع آوری، تدوین و به صورت دستور العمل به مقامات دولتی ابلاغ شده بود. در هر صورت، نسخه «تاراپور» متعلق به عهد خسروانوشیروان (قرن ششم میلادی) بوده است.
     در این آیین نامه كهن، به مقامات دولتی و كارمندان سازمانهای عمومی تاكید شده بود كه در گزارشها و نامه های اداری از تعارفات معمول دست بردارند، ملاحظات را كنار بگذارند، روشن بنویسند، لفاظی نكنند، و توجه داشته باشند كه اگر گزارش خلاف واقع بدهند به سختی مجازات خواهند شد.
     قسمت بیشتر این آیین نامه مربوط به چگونگی مدیریت است و درآن، روی لزوم بازرسی و تشویق و تنبیه كارمندان و توجه به نظر آنان تاكید شده است. رشوه گیری در این آیین نامه خطرناك ترین خیانت به كشور و مردم به حساب آمده كه مجازات سنگین و محرومیت خواهد داشت. ترتیب اثردادن به درد دلهای مراجعان و پذیرفتن و احترام كردن آنان از نكات مهم این آیین نامه است. این آیین نامه در موارد متعدد روی جمع آوری مالیات و منصفانه بودن آن و خصوصیات ویژه ماموران مالیه و خودداری از به مقاطعه دادن امر جمع آوری مالیاتها تاكید كرده است. در این آیین نامه مدیران دولتی را از تبعیض و افاده و بی اعتنایی به مردم بر حذر داشته شده اند. در این زمینه، آیین نامه آنان را خدمتگذار و جیره خور مردم (نوكر = سروانت، همین اصطلاحی كه در حال حاضر در كشورهای انگلیسی زبان در مورد كارمند دولت بكار می رود) خوانده و دقّت و اهمیت كار حسابداری را مورد تاكید قرار داده است. آیین نامه عهد خسروانوشیروان بر رعایت اصول اخلاقی مدیریت دولتی تاکید کرده و این اصول را یادآور شده است. استادان و مدرسان معاصر درس «تاریخ مدیریت اداری» در تفسیر این قسمت از آئین نامه گفته اند که خسروانوشیروان اصول کنفوسیوس چینی را که مشابهت زیاد با آموزشهای زرتشت دارند مورد توجه قرارداده و بکار بسته است.
     از نكات جالب این آیین نامه كه نهایت پیشرفته بودن ایران عهد باستان در دانش اداری را منعكس می كند؛ ضابطه دادن نمره (پوان) منفی به مدیران و كارمندانی است كه در انجام وظیفه سهل انگاری و قصور كنند كه رسیدن نمرات منفی به میزان معیّن (نصاب) باعث بركناری مدیر و یا كارمند می شد.
     این آیین نامه از دیپترتاران (دفترداران ــ کارکنان ارشد ادارات) خواسته است كه در گزارش خود به چند نکته اساسی توجه كنند از این قرار: چه می خواهند بگویند و چه خبری می خواهند برسانند، منظورشان از نوشتن گزارش چیست و چرا باید خبر را بدهند، و بالاخره نتیجه گیری و بیان نظر خود درباره موضوع. طبق این دستور العمل، نامه باید دارای تاریخ باشد و (در آن زمان كه از كاغذهای فعلی و پوشه و ... اثری نبود) دور یك چوب (حول محور) لوله شده باشد. نامه تاء شده موجب مواخذه بود.
     باید توجه داشت كه مورخان كارشناس رویدادهای عهد باستان، ایران را به داشتن روش پیشرفته و كارآمد برای ادارات عمومی ستوده اند. امپراتوری های امویان و عباسیان و بعدا غزها (غزنویان و سلجوقیان) و در پی آنها، مغولها و همنژادان تیموری آنان برای تمشیت امور و اداره قلمرو خود از این مهارت ایرانیان به خوبی بهره گرفتند و بقای آنها به دلیل سپردن كارها به مدیران و وزیران ایرانی بود. دولتهای استعماری اروپا كه متوجه این هنر ایرانیان بودند در قرون 19 و 20 میلادی كوشیدند كه آن را که پس از مغولها تضعیف شده بود تخریب و ایران را دچار یك بوروكراسی بد كنند و از پیشرفت بازدارند.
     کار «تاراپور» در نقل و تشریح این آیین نامه در سال 1932 همزمان به زبان انگلیسی در افریقای جنوبی، استرالیا، كانادا، ایالات متحده و ممالك اروپایی توزیع و بعدا تجدید چاپ شد. بدون تردید از اصول این كتاب در علم مدیریت سازمانهای عمومی در دنیای نوین اقتباس شده و الگو قرار گرفته است.
     این آیین نامه توسط مهاجران پارسی قرون هفتم و هشتم میلادی به هند برده شده بود كه به دست «تاراپور» افتاد. ایرانیانی كه در آن عهد از طریق جزایر قشم و هرمز به هند مهاجرت كردند و اعقاب آنان هنوز در آنجا هستند و هند را صنعتی ساخته اند عمدتا از مقامات دولتی، بزرگان و افسران ارتش و بیشترشان از مازندران بودند. دلیل عمده مهاجرت آنان نارضایی از حكومت عرب بر ایران بود. در قصه سنگان (سنجان) که شرح این مهاجرت است آمده است كه اعراب مسلمان قبلا گفته بودند كه هدفشان از جنگ با دولت ایران ترویح اسلام و طرد ظلم و تبعیض است، نه حكومت كردن. ولی، پس از تصرف شهرها زیر قول خود زده و حاكم شده بودند و ....

چگونگی نمدمال شدن آخرین خلیفه عباسیان به دست هُلاگوخان ـ داستان انتقال لقب خلافت مسلمین از بغداد به قاهره و از قاهره به استانبول
هفت روز پس از تصرف بغداد توسط نیروهای نظامی هُلاگوخان ـ ایلخان مغولی ایران و قتل عام نزدیک به دو سوم ساکنان آن، بیستم فوریه 1258 مستعصم بالله (ابواحمد عبدالله) آخرین خلیفه عباسی کشته شد و خلافت عباسیان برای همیشه پایان یافت. به هُلاگو [هلاکو] گفته بودند خلیفه عباسی یک مقام اسلامی است و ریختن خون مقام مذهبی منع شده و برای حکومت او بدیُمن است، خیر و برکت را ازمیان می برد و بدبختی آور خواهد بود. هلاکو این اندرزرا چند روز مورد بررسی قرارداد و سرانجام تصمیم گرفت که مستعصم بالله را به طریقه نمدمال کردن از میان بردارد که با این طریقه خون او ریخته نمی شود که بدیُمنی ببار آورد.
     این تصمیم بیستم فوریه به اجرا درآمد و خلیفه 45 ساله را لای یک نمد بزرگ (به اندازه فرش) قراردادند و آنقدر بر زمین مالیدند و حلقه نمد را تنگ کردند تا درگذشت بدون اینکه خونش جاری شود.
     هلاکو پسر مستعصم را به مغولستان فرستاد تا از آسیای غربی دور شود، مسلمانان دور او جمع نشوند و ادعای خلافت نکند. مستعصم بمانند خلفای چند نسل پیش از او «خلیفه اسمی و تشریفاتی» بود، ولی ثروتمندان مسلمان برایشان پول می فرستادند و خزانه ای پُر از طلا داشتند. قدرت خلافت عباسیان به دست بوئیان ایرانی و درجریان انقلاب احیاء استقلال و حاکمیت ملّی ایران و افتادن بغداد به دست آنان ازمیان رفته بود، مخصوصا که ایرانیان به ترویج مذهب شیعه پرداخته بودند [خلفای عباسی سنُی بودند].
    سلطان وقت مصر از دودمام مملوکها پس از آگاه شدن از مرگ مستعصم، خودرا جانشین او و خلیفه مسلمین اعلام کرد. با اینکه این ادعای او جز در مصر و مناطق اطراف خریدار نداشت؛ لقب خلافت پس ازاو همچنان میان سلاطین مصر باقی ماند. سه قرن بعد (سال 1517) مصر به تصرف عثمانی درآمد و با این پیروزی، سلطان سلیم یکم امپراتور عثمانی لقب خلافت مسلمین را برخود نهاد و مرکز خلافت را از قاهره به استانبول [در آن زمان؛ اسلامبول] منتقل کرد و این شهررا به جای پایتخت، دارالخلافه نامید. دولت عثمانی بتدریج سرزمین های عربی را تصرف کرد و عنوان خلافت مسلمین را به آنجا گسترش داد و قلمرو خلافت اعلام داشت. سلاطین عثمانی تا پایان دهه دوم قرن 20 لقب خلیفه مسلمین را برای خود حفظ کردند. چراغ عمر این امپراتوری با پایان یافتن جنگ جهانی اول خاموش شد. عثمانی از متحدین آلمان در جنگ جهانی اول بود، آلمان شکست خورد و امپراتوری عثمانی که انگلستان و فرانسه از دیرزمان کمر به انهدامش بسته بودند از میان رفت و جمهوری ترکیه در گوشه اصلی خاک آن برجایش نشست و ....


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

شنبه 30 بهمن 1389

30 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

روزی که ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده كل نیروهای مسلح ایران شد
ژنرال رضاخان پهلوی
چهار روز پس از تصویب مجلس شورای ملی، ژنرال رضاخان پهلوی رسما خودرا فرمانده كل نیروهای مسلح ایران اعلام داشت. مجلس شورا در جلسه 26 بهمن ماه 1303 (15 فوریه 1925) خود برغم مخالفت هواداران سلطان احمد شاه قاجار، فرماندهی كل قوا (نیروهای دفاعیه و تامینیه) را از شاه وقت سلب كرد و به ژنرال رضاخان داد. در آن زمان رضاخان پهلوی رئیس الوزراء و وزیرجنگ بود.
     در مصوبه پارلمان اضافه شده بود كه بدون رای مجلس این سمت از ژنرال رضا خان سلب نمی تواند بشود.
    هواداران احمد شاه که با این مصوبه، بوی خطر را استشمام کرده بودند بعدا تلاش بسیار كردند كه سلطان احمدشاه را از اروپا به وطن بازگردانند كه موفق نشدند.

اعدام مردی كه مخالفان سیاسی رضاشاه را در زندان با آمپول هوا می كشت
سرپاس مختاری
رای دادگاه جنایی تهران سی ام بهمن 1322 (19 فوریه 1944) درباره متهمان به قتل زندانیان سیاسی با تزریق آمپول هوا و وسائل دیگر صادر شد. این وقایع زندان، پیش از شهریور 1320 (اشغال نظامی ایران) و تغییر رئیس کشور روی داده بود. طبق حكم دادگاه جنایی تهران، پزشك احمدی (پزشك زندان) به اعدام و سرپاس[سرتیپ پلیس] مختاری كه در زمان ارتكاب این قتلها رئیس شهربانی [پلیس کل کشور] بود به ده سال زندان محكوم شده بود. بقیه متهمان به شش سال زندان تا حبس ابد محكوم شده بودند. فرخی یزدی روزنامه نگار و سردار اسعد بختیاری (جعفرقلی خان) دوتن از این مقتولان زندان بودند. پزشك احمدی پس از اشغال نظامی ایران توسط نیروهای انگلستان و شوروی، به عراق گریخته و در بغداد پنهان شده بود كه بعدا دستگیر و به ایران مسترد گردیده بود.
     جعفرقلی خان سردار اسعد در كابینه های متعدد وزیر بود و هنگام بازداشت و انتقال به زندان قصر هم وزیرجنگ بود كه ناگهان و بدون مقدمه، به اراده رضاشاه دستگیر شده بود. وی به همراه رضاشاه به مازندران رفته بود كه دربابل اورا دستگیر كرده بودند. وی كه از مشروطه خواهان بنام بود توسط سرهنگ سیاسی رئیس آگاهی پلیس (تأمینات) به تهران منتقل و تحویل زندان قصر شده بود. تقریبا همزمان، به دستور رضاشاه عده ای از سران ایلهای بختیاری، بویر احمد و چهارلنگ نیز دستگیر شده بودند كه دهم فروردین 1313 به حكم دادگاه نظامی اعدام شدند. گفته شده است كه در همین روز و در زندان قصر، سردار اسعد (معروف به سردار بهادر) با تزریق آمپول هوا توسط پزشك احمدی كشته شده بود. جعفرقلی خان كه هنگام مرگ 55 ساله بود پسر علیقلی خان بختیاری بود. علیقلی خان بود كه با سواران خود از اصفهان به تهران آمده و با كمك مجاهدان گیلان و مازندران و افراد یپرم خان پایتخت را تصرف و محمدعلی شاه قاجار را كه راه استبداد درپیش گرفته بود بركنار كردند. درپی درگذشت علیقلی خان، لقب «سردار اسعد» به جعفرقلی خان داده شده بود. جعفرقلی خان كه مدتی هم استاندار كرمان بود در آغاز پادشاهی رضاشاه از دوستان نزدیك او بود.
    سرهنگ نیرومند یكی دیگر از متهمان پرونده قتلهای مخالفان سیاسی دولت وقت به حبس ابد محكوم شده بود. دادگاه جنایی تهران سرهنگ راسخ را هم كه از ماجرا آگاه بود و به قوه قضایی خبر نداده بود تا عدالت اجرا شود به جرم اختفای جرم به شش سال زندان محكوم ساخت.
    
Farrokhi Yazdi


    
(Jaafargholi Bakhtiari (Srdar As’ad)


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

شنبه 30 بهمن 1389

30 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

روزی که ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده كل نیروهای مسلح ایران شد
ژنرال رضاخان پهلوی
چهار روز پس از تصویب مجلس شورای ملی، ژنرال رضاخان پهلوی رسما خودرا فرمانده كل نیروهای مسلح ایران اعلام داشت. مجلس شورا در جلسه 26 بهمن ماه 1303 (15 فوریه 1925) خود برغم مخالفت هواداران سلطان احمد شاه قاجار، فرماندهی كل قوا (نیروهای دفاعیه و تامینیه) را از شاه وقت سلب كرد و به ژنرال رضاخان داد. در آن زمان رضاخان پهلوی رئیس الوزراء و وزیرجنگ بود.
     در مصوبه پارلمان اضافه شده بود كه بدون رای مجلس این سمت از ژنرال رضا خان سلب نمی تواند بشود.
    هواداران احمد شاه که با این مصوبه، بوی خطر را استشمام کرده بودند بعدا تلاش بسیار كردند كه سلطان احمدشاه را از اروپا به وطن بازگردانند كه موفق نشدند.

اعدام مردی كه مخالفان سیاسی رضاشاه را در زندان با آمپول هوا می كشت
سرپاس مختاری
رای دادگاه جنایی تهران سی ام بهمن 1322 (19 فوریه 1944) درباره متهمان به قتل زندانیان سیاسی با تزریق آمپول هوا و وسائل دیگر صادر شد. این وقایع زندان، پیش از شهریور 1320 (اشغال نظامی ایران) و تغییر رئیس کشور روی داده بود. طبق حكم دادگاه جنایی تهران، پزشك احمدی (پزشك زندان) به اعدام و سرپاس[سرتیپ پلیس] مختاری كه در زمان ارتكاب این قتلها رئیس شهربانی [پلیس کل کشور] بود به ده سال زندان محكوم شده بود. بقیه متهمان به شش سال زندان تا حبس ابد محكوم شده بودند. فرخی یزدی روزنامه نگار و سردار اسعد بختیاری (جعفرقلی خان) دوتن از این مقتولان زندان بودند. پزشك احمدی پس از اشغال نظامی ایران توسط نیروهای انگلستان و شوروی، به عراق گریخته و در بغداد پنهان شده بود كه بعدا دستگیر و به ایران مسترد گردیده بود.
     جعفرقلی خان سردار اسعد در كابینه های متعدد وزیر بود و هنگام بازداشت و انتقال به زندان قصر هم وزیرجنگ بود كه ناگهان و بدون مقدمه، به اراده رضاشاه دستگیر شده بود. وی به همراه رضاشاه به مازندران رفته بود كه دربابل اورا دستگیر كرده بودند. وی كه از مشروطه خواهان بنام بود توسط سرهنگ سیاسی رئیس آگاهی پلیس (تأمینات) به تهران منتقل و تحویل زندان قصر شده بود. تقریبا همزمان، به دستور رضاشاه عده ای از سران ایلهای بختیاری، بویر احمد و چهارلنگ نیز دستگیر شده بودند كه دهم فروردین 1313 به حكم دادگاه نظامی اعدام شدند. گفته شده است كه در همین روز و در زندان قصر، سردار اسعد (معروف به سردار بهادر) با تزریق آمپول هوا توسط پزشك احمدی كشته شده بود. جعفرقلی خان كه هنگام مرگ 55 ساله بود پسر علیقلی خان بختیاری بود. علیقلی خان بود كه با سواران خود از اصفهان به تهران آمده و با كمك مجاهدان گیلان و مازندران و افراد یپرم خان پایتخت را تصرف و محمدعلی شاه قاجار را كه راه استبداد درپیش گرفته بود بركنار كردند. درپی درگذشت علیقلی خان، لقب «سردار اسعد» به جعفرقلی خان داده شده بود. جعفرقلی خان كه مدتی هم استاندار كرمان بود در آغاز پادشاهی رضاشاه از دوستان نزدیك او بود.
    سرهنگ نیرومند یكی دیگر از متهمان پرونده قتلهای مخالفان سیاسی دولت وقت به حبس ابد محكوم شده بود. دادگاه جنایی تهران سرهنگ راسخ را هم كه از ماجرا آگاه بود و به قوه قضایی خبر نداده بود تا عدالت اجرا شود به جرم اختفای جرم به شش سال زندان محكوم ساخت.
    
Farrokhi Yazdi


    
(Jaafargholi Bakhtiari (Srdar As’ad)


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

جمعه 29 بهمن 1389

29 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

روزی که تیپ قزاق به قصد كودتا رهسپار تهران شد
رضاشاه در دهه 1920
واحدهای تیپ قزاق هجدهم فوریه1921 (29 بهمن 1299 )، به قصد تصرف تهران و كودتا به سوی پایتخت به حركت درآمدند. تیپ قزاق که آموزش نظامی روسی داشت در آن وقت در قزوین مستقر بود. این نیرو به فرماندهی رضاخان میرپنج (سرتیپ و بعدا رضاشاه پهلوی) پنج روز بعد تهران را متصرف و دولت را تغییر و سیدضیاء طباطبایی یزدی را نخست وزیر كرد. قرائنی در دست است که نشان می دهد این كودتا به اشاره و حمایت دولت انگلستان انجام شد که پس از سوسیالیست شدن روسیه و خروج مسکو از رقابت های استعماری، برای ایران و کل آسیای غربی و جنوبی نقشه های تازه ای در سر داشت. ولی، رضاشاه از اواسط دهه 1930 متمایل به سران آلمان و ایتالیا شد زیرا که هر سه رهبر افکار ناسیونالیستی و وجوه مشترک متعدد داشتند. رضاشاه شیفته هدفهای موسولینی به احیاء امپراتوری روم باستان شده بود و با کمک او برای ایران یک نیروی دریایی بوجود آورد و با این نیرو انگلیسی ها از چند پایگاه خود در خلیج فارس ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. رضاشاه با هدف بازآوردن دست کم بخشی از سرزمین های ازدست رفته، محرمانه با هیتلر به توافق رسیده بود و اگر خیانت چند نفر در آگست 1941 نبود، ارتش ایران از جنوب و ارتش آلمان از شمال، قفقازرا تصرف کرده بودند. رضاشاه نقشه پس گرفتن نقاط از دست رفته خراسان بزرگتر را هم در سر داشت. از آنجاکه رضاشاه ازمیان مردم برخاسته و از هیچ آغاز کرده بود دردها و دشواری ها را درک می کرد. وی احساسات نیرومند ناسیونالیستی ایرانیان را می دانست و در ملاقات با ناسیونالیست معروف آلمانی ـ دکتر شاخت این مطلب را با او درمیان نهاده بود و دکتر شاخت پس از جنگ جهانی دوم و در بازجویی هایی که از او بعمل آمد آن را بطور کامل بیان داشته بود.
    (جزئیات دیگری درباره كودتا و تغییر دولت در مطالب 23 فوریه این سایت آمده است)

تاسیس پیمان بغداد ـ انتقاد خروشچف از شاه ـ كانتینمنت احتمالی تازه
خروشچف
18 فوریه 1955یك پیمان نظامی و دفاع مشترك میان تركیه و عراق به امضاء رسید كه بعدا انگلستان، پاكستان و ایران هم به آن پیوستند. پس از حذف سلطنت از عراق در سال 1958 و خروج عراق از آن پیمان، این اتحادیه نظامی به سازمان پیمان مركزی «سنتو» تغییر نام داد. سازمان پیمان مركزی در راستای استراتژی دولت آمریكا مبنی بر ایجاد حلقه ای از اتحادیه های نظامی وابسته به غرب پیرامون شوروی و چین (و اصطلاحا: كانتینمنت) به وجود آمده بود. با همین هدف، در جنوب شرقی آسیا نیز «سیتو» كه ظاهرا یك اتحادیه دفاع مشترك بود به وجود آمده بود و پیش از همه آنها؛ ناتو ـ كه با وجود فروپاشی بلوك شرق و شوروی (و برخلاف تعهد دو جانبه) نه تنها باقی مانده است بلكه در حال گسترش است؟!. در آن زمان، پاکستان با عضویت در سنتو و سیتو و ترکیه در سنتو و ناتو حلقه های متصله این زجیر بودند.
    چندی است که ولادیمیر پوتین - مرد نیرومند روسیه فدراتیو تلویحا از طرح پنهانی «كانتینمنت» تازه غرب انتقاد و اشاره به انتقامگیری می كند. در دوران حکومت جورج دبلیو بوش هم برخی از سیاسیون واشنگتن سخن از گسترش ناتو تا عراق و افغانستان و آن سوی این دو كشور به میان آورده بودند و .... مورخان معارضه تازه غرب با روسیه را که هنوز (جز مشاهده دو نمونه اش در اوکراین و گرجستان و نیز مقدمات استقرار شبکه ضد موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک) علنی نشده است از زمانی می دانند که کوزوو با کمک غرب از صربستان جدا شد.
     18 فوریه 1959 و در چهارمین سالروز تاسیس پیمان بغداد نیكیتا خروشچف رهبر وقت شوروی شاه را با اشاره به عضویت ایران در پیمانهای نظامی غرب و متحد شدن با آمریكا بر ضد شوروی، شدیدا مورد حمله و نكوهش قرارداد و گفت كه شاه، ایران را به صورت ابزاری در دست آمریكا قرار داده و این كشور را به پایگاه آمریكا مبدل ساخته كه شوروی نمی تواند در قبال چنین وضعیتی بی اعتنا بماند. وی ضمن انتقاد از شاه، مفاد قرارداد سال 1921 ایران و روسیه را به وی یاد آور شد و گفت كه از بیم همین قرارداد، انگلستان در طول سالهای ملی شدن نفت ایران نتوانست دست به حمله نظامی بزند و مناطق نفتخیز ایران را تصرف كند. در پی این انتقاد، جنگ رادیویی دوكشور شدت یافت.

رویداد سیاهکل ـ تشکیل گروه چریکی به سبک "چه گوارا" در ایران
هفته آخر بهمن ماه 1349 (فوریه 1971) گزارشهای روزانه رویداد سیاهکل (گیلان) جای اخبار جنگ ویتنام را که در اوج شدت بود در رسانه های گوشه و کنار جهان گرفته بود. رویداد سیاهکل 19 بهمن آن سال با حمله چند فرد مسلح به پاسگاه ژاندارمری محل آغاز شده بود. این پاسگاه قبلا یک مرد مسلح را در جنگلهای منطقه دستگیر و در پاسگاه بازداشت کرده بود و حمله 19 بهمن به پاسگاه برای رهانیدن او بود. درحمله به پاسگاه، یک ژاندارم و یک غیر نظامی کشته و بقیه افراد پاسگاه مجبور به فرار، و مهاجمان همدست بازداشت شده خودرا آزاد و با سلاحهای موجود در پاسگاه از آنجا خارج و در جنگل پنهان شده بودند. بررسی های بعدی حکایت از تشکیل یک گروه چریکی به سبک «چه گوارا» و با هدف مبارزه با رژیم داشت. روز بعد از حمله به پاسگاه، چند واحد ژاندارم به محل اعزام و جنگلهای سیاهکل محاصره و در طول یک هفته یک رشته زد و خورد صورت گرفت که ضمن آن هفت مامور کشته، شماری زخمی و چند چریک دستگیر شده بودند.
    رادیو تهران 29 بهمن به نقل از اعلامیه مشترک ژاندارمری و ساواک، شمار چریکهارا بیش از سی تن و عده دستگیر شدگان را 13 و مقتولان آنان را دو تن گزارش کرد و گفت که تلاش برای دستگیری بقیه ادامه دارد و عکس چند نفر از آنان که شناخته شده اند تکثیر و در نقاط مختلف شهر قرارداده خواهد شد تا مردم مخفیگاه آنان را به ماموران نشان دهند.
     اسامی ماموران مقتول در زد و خوردهای سیاهکل به این شرح اعلام شده بود: ستوان تقی مهدی نژاد مظفری، استوار نریمان عبادی، استوار اسماعیل رحمت پور، گروهبان نصیری، گروهبان اسماعیل روشن و دو تن دیگر. دستگیرشدگان سیاهکل بعدا محاکمه و چند تن از آنان اعدام شدند.
سپهبد فرسیو


     در جریان تعقیب بقیه اعضای این گروه چریکی بود که در چند نقطه تهران چند خانه محاصره و زدوخورد روی داد. یک صحنه شدید این زدوخوردها پنجم خرداد 1350 در کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) صورت گرفت که ضمن آن پرویز پویان کشته شد. افراد گروه نیز بیکار ننشسته بودند یک بار نگهبان کلانتری قلهک را کشتند و باردیگر سپهبد ضیاء فرسیو رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش را. فرسیو از خانه اش در قلهک رهسپار محل کار بود که مورد حمله قرارگرفت. در لحظه تیراندازی، پسر فرسیو در اتومبیل بود که او هم مجروح شده بود. فرسیو در سر راه به اداره، فرزندش را به مدرسه می رسانید. عملیات چریکی و از این قبیل در تهران و حومه تا آستانه انقلاب به صورت پراکنده ادامه داشت. چریکها که عمدتا کمونیست و چپگرا بودند در موارد متعدد مستشاران آمریکایی را هدف قرارداده، کشته و یا مجروح ساخته بودند. شاه یک دسته از آنان را مارکسیست اسلامی خطاب می کرد.


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

پنجشنبه 28 بهمن 1389

28 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

امپراتور روم که شرایط ایران برای ترک مخاصمه را پذیرفته بود با گاز زغال کشته شد
تصویر ژوویانوس بر سكه اش
فلاویوس كلادیوس ژوویانوس (ژوویان) 17 فوریه سال 364 میلادی در راه بازگشت به ایتالیا، در آناتولی غربی (جنوب غربی تركیه امروز) «گاز زغالی شد» و درگذشت. ژوویانوس 26 ژوئن سال 363 پس از مرگ ژولیان كه در جنگ با شاپور دوم ـ شاه وقت ایران از دودمان ساسانیان مجروح و براثر شدت جراحت وارده درگذشته بود به سمت امپراتور انتخاب شده بود. درباره علت مرگ ژوویان؛ روایات، متعدد است. بیشتر مورخان نوشته اند كه چون برغم مخالفت افسران ارتش روم، به شاپور دوم ـ شاه ساسانی ایران امتیاز فراوان داده بود طبق نقشه این افسران در اثنای خواب، زغال نیمسوز به خوابگاهش برده و اورا با [گاز زغال] مسموم كرده بودند. برخی هم مرگ اورا براثر گاز زغال، ولی به سبب بی مبالاتی [نه توطئه] نوشته اند. چند مورخ نیز نوشته اند كه با گاز زغال خودكشی كرده بود. ژوویانوس در مسیر قسطنطنیه عازم بازگشت به شبه جزیره ایتالیا بود كه درگذشت و 9 روز بعد ـ 26 فوریه والنتینیان (والنتینیانوس) 43 ساله به امپراتوری روم انتخاب شد. والنتینیان یک ژنرال رومی بود که در کنار ژولیان و ژوویان با ارتش ایران جنگیده بود. بسیاری از مقامات رومی و پاره ای از افسران ارتش این كشور از امتیازاتی كه ژوویان به ایران داده بود و ایران را به صورت ابرقدرت برتر در جهان در آورده بود راضی نبودند. ژوویان پذیرفته بود كه از همه اراضی مورد ادعای ایران در شرق مدیترانه خارج شود و در امور ارمنستان مطلقا مداخله نكند و به ایران غرامت مالی بدهد و هرسال نیز مبلغی به ایران بپردازد تا مانع عبور اقوام با تمدن عقب مانده از كوههای قفقاز شمالی و ورود به قلمرو روم شود.
     ژوویان یكی از افسران ارتش در حال عقب نشینی روم از برابر ایرانیان بود که سمت ژولیان را به دست آورده بود. ژوویان كه قبلا به مسیحیت گراییده بود با حمایت افسران مسیحی ارتش روم به سمت امپراتور انتخاب شده بود و بی درنگ به شاپور دوم پیشنهاد ترك مخاصمه داده و شرایط شاپور دوم (ذوالاكتاف) را كه به او دیكته شده بود نوشته و امضاء كرده بود تا بتواند بقیه لشكریان رومی را از كشته شدن و یا اسارت نجات دهد. ایرانیان نظامیان اسیر را به كار اجباری در امور عمران کشور می گماردند و بر خلاف سایر ملل آنان را به صورت برده نمی فروختند و در نیمه دوم عمر پس از این كه مطمئن می شدند كه دیگر قادر به جنگیدن نخواهند بود آزاد می كردند.

آزادشدن تلگرافخانه ایران از قید كنترل انگلستان
سالها پس از حذف قاجاریه از سلطنت و لغو موافقتنامه تقسیم ایران میان انگلستان و روسیه به دو منطقه نفوذ، تازه در این روز در سال 1310 (28 بهمن = 17 فوریه 1932) تلگرافخانه ایران از قید كنترل موسسه انگلیسی «تلگراف هندوستان» آزاد شد و استقلال یافت. شاید هم این گذشت انگلستان به خاطر دریافت لقمه بزرگتری و همانا تمدید قرارداد نفت در سال میلادی بعد بود كه ضمن آن بر منطقه قرارداد و مدت آن افزوده شد، و ملت ایران سالها بعد با یك تلاش همگانی موفق به لغو این قرارداد و ملی كردن نفت خود شد، كه پس از براندازی 28 امرداد بازهم ....

نفوس ایران و جمعیت تهران در سال 1319 ـ زمانی که تهران شهری 540 هزارنفری بود
سرشماری از نفوس ایران در سال 1319 از 28 بهمن این سال (70 سال پیش) آغاز شد و چند روز ادامه داشت. نتایج این سرشماری دوازده روز بعد (دهم اسفند) در روزنامه ها انتشار یافت. طبق اطلاعیه رسمی منتشره، جمعیت ایران در آن سال 18 میلیون و 339 هزار نفر بود. در این اطلاعیه، جمعیت شهر تهران 540 هزار تن ذکر شده بود.
     نتایج این سرشماری، دولت وقت را نگران افزایش جمعیت تهران کرد و تصمیم به تدوین یک رشته ضوابط برای محدود کردن مهاجرت به تهران ازجمله مشروط کردن نقل مکان و انتقال مراکز برخی از سازمانهای دولتی و پاره ای از مدارس تعلیمات عالی به شهرهای دیگر گرفت که اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 همه این برنامه ها را متوقف ساخت و به بایگانی سپرد.

قوام السلطنه به مسكو رفت

قوام السلطنه نخست وزیر وقت که تازه به این سمت منصوب شده بود و وظایف وزیران امور خارجه و كشور را هم، خود بر عهده داشت از چنین روزی در سال 1324(17 فوریه 1946) فرماندهی ژاندارمری كشوررا هم بر عهده گرفت! و یک روز پس از آن برای مذاكره با مقامات شوروی پیرامون تخلیه ایران ـ باتوجه به اوضاع آدربایجان ـ رهسپار مسكو شد. به دلیل اوضاع آذربایجان و ممانعت نیروهای شوروی از انتقال واحدهای ارتش ایران به آن استان و رفع غائله، مجلس باتوجه به دوستی قوام با انگلستان و سایر دولتهای غرب (رقیبان جهانی دولت مسکو)، اوایل بهمن ماه نسبت به نخست وزیر شدن او ابراز تمایل كرده بود.

شادی ایرانیان از بستن کنسولگری های انگلستان که سه هفته ادامه داشت
معتمدان محلی چند شهر بزرگ کشور که از جانب همشهریان خود در تهران اجتماع کرده بودند 28 بهمن 1330 در نامه ای که به دکتر مصدق [رئیس وقت دولت] تسلیم داشتند خواستار شدند که یکم بهمن (21 ژانویه) روز ملّی و تعطیل عمومی اعلام شود. به تصمیم مصدق، در این روز كنسولگری های انگلستان در ایران بسته شده بود و به این مناسبت مردم در سراسر كشور دست به شادمانی و برپاکردن مجالس جشن و سرور زده بودند که از آن روز تا سه هفته ادامه داشت، زیرا كه ایرانیان خاطرات تلخی از مداخله این كنسولگری ها در امور وطن به ویژه پس از تقسیم ایران میان روسیه و انگلستان به دو منطقه نفوذ و استقرار نیروهای نظامی این دو کشور داشتند. به اتکاء همین حمایت مردمی، دكتر مصدق 24 مهر ماه 1331 همه روابط ایران با انگلستان را قطع کرد و در مجلس اعلام داشت: ما روابط گرگ با میش را نمی خواهیم. در طول تاریخ، از رابطه با لندن رنجهای فراوان برده ایم. انگلستان مثل هر امپریالیست دیگر نمی خواهد ملل ضعیف رشد و ابراز وجود كنند و بنابراین داشتن رابطه با چنین دولتی منطقی نمی تواند باشد. مروری بر تاریخ 150 ساله اخیر نشان می دهد که برای ما ایرانیان، حضور فرستادگان انگلستان جز توطئه، تشبّث و مداخله ثمری نداشته است. ما می خواهیم باهدف بازگشت به عظمت گذشته، رشد كنیم و روی پای خود بایستیم و خودمان باشیم كه با داشتن رابطه با انگلستان، تحقق این آرزو امكان پذیر نخواهد بود.
     مجلس اقدام دکتر مصدق را با كف زدن و ابراز شادمانی تایید كرده بود. قطع رابطه با انگلستان تا پس از کودتای 28 امرداد 1332 ادامه داشت.

... و دكتر اقبال هم حزب ملیّون را تاسیس كرد!
Manoochehr Eghbal
28 بهمن ماه 1336(17 فوریه 1958) دكترمنوچهر اقبال نخست وزیر وقت حزبی به نام «حزب ملیّون» به رهبری خود تاسیس كرد. به این ترتیب، این پزشك امراض عفونی كه وارد صف دولتمردان شده بود دفعتا سیاستمدار هم شد كه بعدا كارشناسی نفت را هم بر این تخصّص ها اضافه كرد!. قبلا امیراسدالله علم، دوست نزدیك شاه، حزب مردم را تشكیل داده بود. این احزاب جنبه صوری داشتند (تشكیلات نداشتند) و هدف از تاسیس آنها این بود كه نشان دهند در ایران هم دمكراسی وجود دارد و آسانتر در انتخابات مداخله كنند و هرکس را که بخواهند به دو مجلس بفرستند. پس از براندازی 28 امرداد و انحلال و یا منع فعالیت احزاب قدیمی كه در جامعه ریشه گرفته بودند، روشنفكران جهان حكومت ایران را دولتی دست نشانده خارجی و غیر دمكراتیك می خواندند. مختصراعضای اسمی دو حزب مردم و ملیّون را برخی از مقامات دولتی و یا كسانی تشكیل می دادند كه در سر هوای كسب جاه و مقام داشتند.
امیراسدالله علم


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

چهارشنبه 27 بهمن 1389

27 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

سالگشت وفات مولف تاریخ طبری كه کتاب نوشت تا قصور دولتهای گذشته روشن شود - هدف و فایده تاریخ از زبان طبری

16 فوریه 923 میلادی (301 هجری خورشیدی) روزی است که ابوجعفر محمد جریر طبری تاریخنگار شهیر ایران و مولف تاریخ «اخبار الرسل والملوك» از این دنیا رفت. اثر مهم او که در 16 جلد انتشاریافته است به «تاریخ طبری» معروف است. محمد جریر از مردم طبرستان (تپورستان = مازندران) بود كه علاوه برتاریخ بسیار مفصل خود، چند تالیف و تفسیر دیگر هم دارد. در آن زمان، همانند اروپا كه تا قرون جدید، كتابهای فلسفی، تاریخ و علوم به زبان لاتین (زبان كلیسا) تالیف می شد تا در همه سرزمین های مسیحی مخاطب داشته باشد؛ بیشتر نویسندگان ایرانی هم این قبیل كتابها را به عربی می نوشتند تا در سراسر جهان اسلامی انتشار یابد و خوانده شود. بنابر این، محمد جریر هم تالیف خود «اخبار الرسل والملوك» و «الامم والملوك» را به عربی نوشت كه به دستور منصور سامانی، وزیر وی ابوعلی محمد بلعمی آن را به پارسی برگردانید كه نثری روان، ساده و دلنشین است. طبری آغاز قیام ایرانیان برای تامین استقلال وطن را شاهد بود.
     محمد جریر در مقدمه تالیف خود نوشته است كه هدف او از این كار پرزحمت؛ خبر رساندن و آگاهی دادن از حوادث ایام ملوك، پیمبران، و خلیفگان از آغاز خلقت است، و كارهایشان را بگویم تا كوتهی آنان روشن شود. وی در این مقدمه نوشته است كه آن چه را كه آورده از قول راویان و ناقلان است و از او نیست و درستی آنها را جز آن چه كه در زمان خودش و یا نزدیك به عصر خودش بوده تضمین نمی كند.
     مولفان تاریخ «تاریخ نویسی»، فایده تاریخ و تاریخ نگاری در کتب خود؛ مقدمه ای را که طبری بر تالیف بزرگ خویش «اخبار الرسل والملوک» برنگاشته تفسیر کرده اند که هدف اصلی از دانستن تجربه گذشتگان (خواندن تاریخ) است تا به همانگونه که طبری گفته است از کوتهی (اشتباه و غفلت) دیگران درس بگیرند و تکرار نکنند که گریزی از دادگاه «تاریخ» و مجازات ابدی آن نیست.

از سرهنگ پولادین تا سرلشکر قره نی؛ تلاش برای برانداختن پهلوی ها
سرهنگ پولادین
روزنامه های تهران 27 بهمن ماه 1306 (فوریه 1928) خبر از اعدام سرهنگ محمود پولادین داده و نوشته بودند که وی مغز اصلی طرح توطئه برای قتل رضاشاه بود. سرهنگ پولادین سحرگاه 24 بهمن ماه در پادگان باغ شاه (پادگان حرّ) تیرباران شده بود . همدستان وی ـ چند افسر و غیر نظامی ـ در همان محکمه نظامی به مجازات زندان محکوم شده بودند از این قرار:
    سرگرد احمد همایون 15 سال، سرهنگ نصرالله خان هفت سال، سرگرد روح الله خان پنج سال و ....
    به اصرار وکیل حئیم کلیمی (نماینده جامعه کلیمیان ایران در مجلس پنجم) و احمد پولادین و موافقت رئیس دستگاه قضایی ارتش (دیوان حرب) پرونده این دو متهم به همدستی با سرهنگ پولادین به دادگستری ارسال شد تا در آنجا بررسی شود. روزنامه های تهران جزئیات توطئه را فاش نکرده بودند و تنها نوشته بودند که طرح توطئه بلافاصله پس از تغییر سلطنت [بر تخت سلطنت نشستن رضاشاه] آغاز شده بود و پلیس 18 ماه تمام توطئه گران را زیر نظر داشت و پس از به دست آوردن اسناد «قاضی پسند» و اندکی پیش از اجرای توطئه دستگیرشان کرد.
    
سرلشکر قره نی

درست 30 سال پس از اعدام سرهنگ پولادین(هشتم اسفند 1336)، سرلشکر ولی [محمد ولی] قره نی معاون ستاد ارتش و رئیس رکن دوم (اطلاعات ارتش) به همان اتهام دستگیر و بازداشت شد ولی روزنامه های وقت به جای اشاره صریح به قصد او دائر بر برانداختن شاه نوشته بودند که وی متهم است که از اختیاراتش سوء استفاده کرده و به مداخله در امور سیاسی ـ کشوری پرداخته بود. قره نی در مهرماه همان سال [پنج ماه پیش از بازداشت] سرلشکر شده بود. سرلشکر آزموده مدعی العموم وقت ارتش اقدام قره نی را خطرناکتر از سازمان نظامی حزب توده اعلام کرده و گفته بود که قره نی قصد ساقط کردن دولت و ریاست برکشوررا داشت. قره نی که بعدا به زندان و اخراج از ارتش محکوم شد در جامعه ایران به عنوان شخصیتی ملّی و ضد سلطنت شناخته می شد و مورد احترام بود. وی پس از پیروزی انقلاب به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و در دو نقطه کشور دست به سرکوب تجزیه طلبان زد. سرلشکر قره نی سوم اردیبهشت 1358 در خانه اش ترور شد.

روزی كه رضاشاه روابط ایران با آمریكا را قطع كرد
رضاشاه
رضاشاه پس از دریافت گزارش رئیس هیات سیاسی ایران در واشنگتن 27 بهمن 1314 (16 فوریه 1936) دستور داد كه روابط سیاسی با ایالات متحده آمریكا قطع شود. غفار جلال علاء رئیس نمایندگی ایران در آمریكا گزارش كرده بود كه پلیس شهر واشنگتن اتومبیل وی را متوقف و با این كه خود را معرفی كرده بود به او ورقه جریمه داد. وی نوشته بود كه به علت امتناع از دریافت ورقه جریمه، مامور پلیس او را به ایستگاه پلیس منتقل می كند و در آنجا چند ساعت بازداشت می شود كه این عمل مغایر مصونیّت دیپلماتیك است. در روز مورد بحث، «غفارجلال علاء» خود رانندگی اتومبیل سفارت را برعهده داشت. پلیس واشنگتن او را متهم به رانندگی بیش از سرعت مجاز كرده بود.
     وزارت خارجه ایران گزارش را عینا برای رضا شاه ارسال می دارد و وی این عمل را بی احترامی نسبت به كشور ایران تلقی كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ایران از واشنگتن و اخراج هیات سیاسی آمریكا از تهران را می دهد. قطع روابط ازنیمه فروردین 1315 عملی می شود، ولی غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار می گردد. مقام دیپلماتیك وی در واشنگتن، «وزیر مختار» بود. روابط ایران و آمریكا پس از این رویداد مدتها قطع بود.

زادروز صادق هدایت داستان نگار بنام معاصر ایران


امروز زادروز داستان نگار معروف ایران «صادق هدایت» است كه 16 فوریه ۱۹۰۲ در تهران متولد شد و 49 سال زندگی كرد. وی از تبار رضاقلی هدایت نویسنده، مورخ و شاعر قرن سیزدهم وطن است. صادق از سال 1305 تا 1309 در بلژیک و فرانسه به تحصیلات خود ادامه داد و دربازگشت به وطن به موازات کار قلم، در بانک ملی و سپس اداره تجارت و آنگاه وزارت امورخارجه و ... بکار پرداخت زیرا که داستان نگاری، مجله نویسی و کار قلم نمی توانست هزینه های اورا تامین کند و روانشناسی ایرانیان وقت نویسندگی را همانند نقاشی و موسیقی شغل واقعی نمی پنداشت. صادق با داشتن این همه کار حتی موفق به خرید خانه نشد و در خانه قدیمی پدری زندگی می کرد. در سال 1314 اورا به خاطر چندجمله که در داستان وغ وغ ساهاب نوشته بود به اداره پلیس احضارکردند و چون انتظار آن را نداشت در روحیه اش تاثیر عمیقا منفی باقی گذارد، به هند رفت و نزد یک پارسی هندی به تحقیق درباره فارسی عهد ساسانیان پرداخت. داستان نویسی ایران با آثار صادق هدایت وارد عصر تازه ای شده بود كه در نیم قرن گذشته در این زمینه نتوانسته است پا به پای سایر ملل پیش برود. نوشته های او عبارتند از:
    زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر.
    صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است.

گلوله ای که به بدن حسین فاطمی شلیک شد
دکتر حسین فاطمی 25 بهمن ماه 1330 در گورستان معروف به مقبره ظهیرالدوله هدف گلوله یک عضو 14 ساله جمعیت فدائیان اسلام قرارگرفت و مجروح شد. فاطمی ناشر روزنامه ملی گرای باختر امروز از متحدین دکتر مصدق و در آن زمان 38 ساله بود. جمعیت فدائیان اسلام در دهه های 1320 و 1330 چند مقام تراز اول وقت ازجمله رزم آرا و و هژیر را ترور کرده بود. دکتر فاطمی در مراسم پنجمین سال قتل محمد مسعود (ناشر روزنامه مرد امروز) شرکت کرده و سرگرم ایراد نطق برای حاضران بود که هدف گلوله قرارگرفت. در آن مراسم بسیاری از ملیّون حضور داشتند. گلوله به شکم فاطمی اصابت کرده و اورا سخت مجروح ساخته بود.
عبد خدایی در سال 1335

ضارب، مهدی عبدخدایی دستگیر شد ولی به دلیل نوجوانی [صغر سن] به زندان کوتاه مدت محکوم و آزاد شد. ترور حسین علاء در مسجد در سال 1334 که به نتیجه نرسید و تنها زخمی شد باعث دستگیری رئیس و شماری از اعضای جمعیت فدائیان اسلام شد که پس از محاکمه اعدام شدند. ماموران در جستجوی عبد خدایی بودند تااینکه در شهریور 1335 اورا در خانه ای در خیابان رودکی تهران (سلسبیل) یافتند و دستگیرکردند.
    حسین فاطمی آخرین وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق پس از براندازی 28 امرداد فرار کرده و مخفی شده بود که چندماه بعد دستگیر و اعدام شد. وی بود که پس از فرار شاه بر در کاخ سلطنتی قفل زده بود و به سفارتخانه های ایران دستور اکید داده بود که با شاه تماس نگیرند زیراکه او فرارکرده و فرار شاه معنایی جز کناره گیری از مقام ندارد.
فاطمی در حال سخنرانی برمزار محمد مسعود، چند ثانیه قبل از شلیک گلوله - در سمت چپ عکس ابوالحسن کمالی خواهرزاده محمد مسعود و خبرنگار وقت خبرگزاری پارس دیده می شود که بعدا مدیر عامل این خبرگزاری ملی شد


منوچهر وثوق: محمد خاتمی گفته بود كه نماز ما، قدیمی های اهل هنر هم قبول نیست چه رسد به ...!
منوچهر وثوق
منوچهر وثوق یكی از ایرانیانی بود كه بی بی سی به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب بهمن ماه 1357 (فوریه 1979) با او مصاحبه كرده بود. پس از پخش مصاحبه‏ كه در دومین هفته فوریه 2009 صورت گرفت، نوار ویدیوئی آن با كلام منوچهر وثوق به صورت «پادكست» در وبسایت این شبكه سخن پراكنی دولتی انگلستان قرارگرفته بود. منوچهر در پاسخ به این سئوال كه چرا ترك وطن كرده است گفت: به دیدار پدرم رفته بودم و امیدوار بودم كه پس از جنگ (جنگ عراق با ایران) وضعیت بازار «شو بیزنس» بهتر شود و مسئولان فرهنگ و هنر توجه بیشتری به حرفه نمایش و اهل این حرفه كنند كه پدرم پرسید كه آیا اظهارات محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد وقت را در این باره از رادیو تلویزیون شنیده ام؟. گفتم كه نشنیده ام. پدرم گفت كه خاتمی درباره اهل هنر كه از پیش ازانقلاب فعالیت هنری داشتند(ما) گفته بود: «نماز این عده هم ـ اگر بجای آورند ـ قبول نیست چه رسد به ...!». با شنیدن این نقل قول، همه امیدم را برباد رفته دیدم و رخت ترك وطن ـ وطن دلبند ـ بربستم و خارج شدم و از آن زمان همچنان در غربت زندگی می كنم كه می دانید فعالیت یك هنرمند فارسی زبان در دنیای خارج از قلمرو زبان فارسی محدود است و درنتیجه نوآوری و ابتكار و خلاقیت.


در قلمرو اندیشه
آسیای میانه ابرقدرت ساز - اهمیت آسیای میانه و رقابت برسر نفوذ در آن - "خویشاوندی" عاملی بزرگ در دست تهران
Leskov
دو مورخ آمریكایی و یك مقاله نگار روس كه زادروز هر سه شانزدهم فوریه است درباره اهمیت آسیای میانه و مناطق جنوبی آن به طور جداگانه و در طول دو قرن گذشته نظریه ای واحد را مطرح ساخته اند كه هنوز مورد توجه است و با بازگشت روسیه و چین به صحنه رقابت ها در جهان در دهه نخست قرن 21 بر سر قدرت، این توجه گسترش یافته زیرا که رقابت بر سر نفوذ در آسیای میانه بیشتر شده و این بار، ایران هم در میدان رقابت است. بسیاری از اصحاب نظر ورود ناتو به افغانستان را بخشی از این رقابت دانسته اند. تقویت بلوک "اوراسیا" در نیمه دوم دهه اول قرن 21، مساعی روسیه - چین و ایران را در کنار هم و در برابر غرب قرار داده است. وجود تاجیکیان در آسیای میانه و افغانستان که خویشاوند اتباع دولت ایران هستند، دست تهران را در این رقابت قویتر از سایرین نشان می دهد.
    
Van Wyck Brooks

این سه اندیشمند عبارتند از: نیكلای لسكوف (متولد 16 فوریه 1831 و متوفا در مارس 1895) روزنامه نگار و داستان نویس بزرگ روس كه ماكسیم گوركی هم از نظرات او دفاع كرده است؛ ون بروكس (متولد 16 فوریه 1886 و متوفا در مه 1963) ادیب و نقدنویس، مورخ و بیوگرافی نگار آمریكایی برنده جایزه پولیتزر و جورج كنان (متولد 16 فوریه1904 و متوفا در سال 2005) مورخ و پالیسی میكر معروف آمریكا. هر سه به یك مضمون ابراز نظر كرده اند كه ماحصل آن چنین است؛ دولتی قدرت اول جهان خواهد بود كه آسیای میانه و مناطق جنوبی آن (افغانستان و بلوچستان شرقی) تا اقیانوس هند را دركنترل داشته باشد.
    
George Kennan

روشن نیست كه تزار وقت روسیه با توجه به نظر «لسكوف» كه در یك مجله چاپ مسكو انتشار یافته بود به تصرف خان نشین های آسیای میانه كه در آن زمان اسما جزیی از ایران بشمار می آمدند اقدام كرده بود كه انگلستان با دوز و كلك بسیار و با جداساختن مناطق جنوبی آمودریا از ایران و نامگذاری آنها به «افغانستان» و ضمیمه ساختن بلوچستان شرقی به هندوستان آن زمان مانع پیشروی تزار به جنوب آمودریا و رسیدن به اقیانوس هند شد. بروكس و كنان نیز از اهمیت سیاسی و استراتژیك مناطق یادشده در بالا سخن گفته و بدون دركنترل داشتن آنها، قدرت برتر جهان شدن را خارج از بحث خوانده اند. اجرای نظرات كنان مبنی برلزوم "در محاصره قراردادن بلوك شرق" بود كه سرانجام به فروپاشی این بلوك از درون انجامید. حکومت وقت در ایران به مساعی آمریکا در محاصره شوروی (اجرای فرضیه جورج کنان) کمک موثر کرده بود.
     آسیای میانه (فرارود و مناطق شمالی آن) اینك پنج جمهوری مستقل را تشكیل می دهند؛ گو اینکه ایالت شمال غربی چین را هم جزیی از آسیای مرکزی به حساب می آورند. درپی رویداد 11 سپتامبر 2001، نخست آمریكا و سپس ناتو (غرب) در افغانستان مستقر شده اند و چون صحبت از بیرون رفتنشان نیست، ورود قدرت های "اوراسیا" به صورت یک بدنه و یا به شکل جداگانه به صحنه قابل پیش بینی است و اگر چنین شود معارضه بعید نیست مخصوصا که قرارداد هرات منعقده در پاریس در قرن نوزدهم دست ایران را برای هرگونه مداخله و قطع توطئه برضد خود و دفاع از تاجیکها بازگذارده و به این ترتیب هرگونه اقدام ایران در این راستا مشروع است. روسیه نیز توافق های محرمانه با غرب دارد که طبق همین توافق های نیروهای خودرا در فوریه 1989 پس از هشت سال از افغانستان خارج ساخت.
     در آسیای میانه، در برابر مساعی غرب، قبلا تلاش چهارجانبه دیگری مشاهده می شد و این تلاش ها که از سوی روسیه، چین، ایران و نیز هند بعمل می آمد اینک از این جهت (ایستادگی در برابر نفوذ غرب) در چارچوب سازمان همکاری های شانگهای متمرکز شده اند و قدرت "اوراسیا" دارد واقعیت می یابد. تلاش های داخلی - اقتصادی و فرهنگی - به صورت سابق و جداگانه ادامه دارد، در چارچوب این تلاشهای جداگانه با هدف تقویت مناسبات دوجانبه، خویشاوندی ساكنان و وجود فرهنگ و تاریخ مشترك به ایران كمك بسیار می كند. تاجیكهای منطقه (پارس ها) متحدان بی چون و چرای ایرانیان هستند و خواهان گسترش همکاری های فرهنگی و اقتصادی دوجانبه. آخرین تلاش در این زمینه مربوط است به ایجاد یک مرکز فرهنگی ایران و تاجیک در شهر خجند در ایالت سغدیای تاجیکستان در فوریه 2009. خجند روزگاری پایگاه مرزبان بزرگ ایران در شمال شرقی وطن مشترک ما بود و همین نیرو قرنها مانع ورود هون ها و زردها به ایرانزمین شده بود. پس از هجوم عرب، خجند از مراکز بزرگ پاسداری از زبان فارسی و تمدن و فرهنگ ایرانی بوده است.


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

سه شنبه 26 بهمن 1389

26 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

روزی که خسروپرویز شاه ایران شد و با اشتباهات خود امپراتوری ساسانیان را بر باد داد
15 فوریه سال 590 میلادی خسرو پرویز نوه خسروانوشیروان به عنوان بیست و دومین شاه ایران از دودمان ساسانیان در تالار بزرگ کاخ سلطنتی تیسفون (طاق کسری) تاجگذاری کرد. بزرگان وقت پدر او ـ هرمز چهارم را برکنار و بازداشت کرده بودند که بعدا کشته شد. هرمز را پیش از کشتن، نابینا کرده بودند. اسپهبد بهرام مهران (بهرام چوبین) این روش جا به جایی را یک توطئه اعلام کرد، پادشاه شدن خسروپرویز را نپذیرفت و تا تعیین پادشاه به روش درست، زمام اموررا به دست گرفت. خسروپرویز که چنین دید از تیسفون گریخت و برای جلب کمک به قسطنطنیه رفت. موریس امپراتور روم شرقی به این شرط که خسرو از ارمستان و لازیستان [منطقه ساحلی گرجستان که آبخیزستان ـ آبخیزیا ـ گوشه ای از آن بود] بگذرد حاضر شد نیروی نظامی دراختیار او بگذارد تا به شاهی بازگردد. این نیروی خارجی بهرام چوبین را به منطقه فرارود فراری داد. این رویداد ایرانیان را خشمگین ساخت و خسرو برای جبران اشتباه خود (توسل به خارجی) از فرصت قتل موریس به دست فوکاس سردار رومی استفاده کرد به سوریه و فلسطین لشکر کشید هر دو منطقه را به قلمرو ایران بازگردانید و سپس مصر را هم متصرف شد. این فتوحات ضرورت نداشت و ارتش ایران را فرسوده ساخت. هراکلیوس که بر جای فوکاس نشسته بود به بهانه بازگرداندن صلیب اصل (صلیبی که مسیح بر آن مصلوب شده بود) از تیسفون به اورشلیم، وارد قلمرو ایران شد و در نینوا (موصل) ارتش ایران را شکست داد، خسروپرویز یگانهای در حال نبردرا رهاساخت و از میدان جنگ به تیسفون بازگشت و به باده گساری روی آورد که بزرگان کشور در فوریه 628 اورا بازداشت کردند و پسرش قباد دوم را برجایش نشاندند. خسروپرویز چند روز پس از شاه شدن پسرش در زندان کشته شد. مورخان، ازمیان برداشتن نعمان سوم حکمران حیره را از اشتباهات دیگر خسرو پرویز بشمار آورده اند. مولف تاریخ طبری از خسروپرویز تعریف کرده ولی مورخان روم شرقی وی را فردی مردّد، خیالباف، فاقد دورنگری و ترسو توصیف کرده و فتوحات نظامی اش را به حساب دو ژنرال معروف ایران؛ شهربراز و شاهین گذارده اند.

گزارش خواندنی و تأمل برانگیز دیدار فرستاده تزار روسیه با نادرشاه در شهرک تهران
طبق مندرجات دفتر ثبت وقایع دربار روسیه، 15 فوریه سال 1742 الیزابت تزار روسیه و مشاورانش گزارش کتبی «كالوشكین» نماینده اعزامی به ایران را از ملاقاتش با نادرشاه به دقت بررسی كردند. كالوشكین در گزارش خود كه در آرشیو سن پترز بورگ محفوظ است نوشته بود:
     "ملاقات با نادر بسیار دشوار بود. وی چنان از باده پیروزی سرمست است كه صریحا می گوید كه اگر اراده كند؛ با یك حركت كره زمین را مسخر خواهد كرد. نادر مردی نظامی است و نمی توان روی تعهدات سیاسی او حساب كرد. او با عثمانی خوب نیست و با ما هم قلبا خوب نخواهد شد. خیلی دشوار است كه بشود با او وارد یك معامله سیاسی شد، زیراکه او برای هر مسئله ای راه حل نظامی را ترجیح می دهد. او عاشق شمشیر درخشان، توپ دورزن، اسب اصیل و سرباز مطیع است. باوجود این، هروقت كه خسته می شود از منشی اش كه در جلسات رسمی همیشه حضور دارد می خواهد كه برایش از دیوان حافظ غزلی بخواند.".
    این ملاقات چندی پس از یک سوء قصد نافرجام به جان نادرشاه صورت گرفته بود. 15 ماه مه سال 1741 به سوی نادر هنگام عبور از راه جنگلی سوادكوه (مازندران) از داخل جنگل شلیک شده بود و این رویداد عمیقا بر روحیه اش اثر گذارده بود. نادر پس از این تیراندازی كه صدمه ای هم به او وارد نساخت ماهها در تهران كه شهركی خوش آب و هوا بود اقامت كرد و در همین جا «كالوشكین» موفق به دیدار او شد.

دریادار دكتر احمد مدنی كرمانی درگذشت
مدنی
دكتر احمد مدنی كرمانی (دریادار پیشین) هفته دوم فوریه 2006 در آمریكا از بیماری سرطان درگذشت. دكتر مدنی در دولت موقت انقلاب وزیر دفاع، فرمانده نیروی دریایی و استاندار خوزستان بود. وی پس از بازنشسته شدن اجباری به خواست شاه، به زادگاه خود رفته و در دانشگاه كرمان تدریس می كرد. در زمان انقلاب از فعالان آن بود و در به دور ساختن برخی از نظامیان از اطراف شاه كمك بسیار كرد. پس از انقلاب، تلاش های او برای حفظ یكپارچگی وطن بسیار ارزشمند و تاریخساز بود. در نخستین انتخابات ریاست جمهوری وطن، نفر دوم شد و سپس به نمایندگی مجلس از زادگاه خود،شهر كرمان، انتخاب شد. مدنی 25 سال درخارج از كشور بود و مسئولیت جبهه ملی در برون مرز را برعهده داشت.


در قلمرو ادبیات
میرزا اسدالله خان شاعر پارسی گوی هند
غالب
میرزا اسدالله خان معروف به «غالب» شاعر پارسی گوی هند 15 فوریه سال 1869 درگذشت. وی كه اواخر دسامبر سال 1796 در اگره به دنیا آمده بود به زبان اردو هم شعر سروده و در عصر خود، شاعر برتر در این دو زبان خویشاوند در شبه قاره (هندوستان) بوده است. «دیوان غالب» مجموعه اشعار اوست. وی كتب متعدد تالیف و ویرایش و تفسیر و حاشیه نگاری كرده است از جمله كتابهای: فرهنگ غالب، مكاتیب غالب و انتخاب غالب. میرزا اسدالله (بیگ خان) می گوید: «اردو» همان زبان پارسی است با گرامری دیگر. وی روش فراگیری دو زبان را برای متكلمین هر كدام به صورتی نوشته است كه ظرف چند هفته، هرفرد مسلط بر زبان دیگر شود.
    


برچسب ها: تقویم تاریخ ،

دوشنبه 25 بهمن 1389

25 بهمن ما ( تقویم تاریخ)

   نوشته شده توسط: افشین م    نوع مطلب :تقویم تاریخ ایران تا پیش از انقلاب اسلامی ،

لشكركشی چین به فرارود و شكست از لشكریان ایران
14فوریه سال 102 میلادی (طبق محاسبات کرونیکل نگاران؛ چهاردهم فوریه و امسال، مصادف با 26 بهمن ماه) «وادی» امپراتور وقت چین با استفاده از فرصت درگیری ایران با رومیان در غرب، یك سپاه چهل هزار نفری از نیروهای خود را روانه منطقه فرارود كرد. این حمله در ناحیه فرغانه و در نیمه راه خجند به سمرقند، بدون نیاز به اعزام افراد پادگانهای تپورستان (مازندران)، آثرپاتیگان (آذربایجان)، توسط نیروهای محلی پارت (خراسان)، آریانا (هرات و غرب افغانستان امروز) و كهستان در هم شكسته شد و بسیاری از چینیان به اسارت درآمدند. اسیران چینی هدف حمله نظامی را به دست آوردن اسپان (چون حرف پ در الفبای عربی وجود ندارد به تدریج اسپ «اسب» نوشته شده است) دره فرغانه كه بزرگتر از اسپان چین، نیرومند و پرطاقتند بیان كرده بودند.
     قضیه به مهستان (سنای ایران) در تیسفون گزارش شد و قرار شد كه اگر رئیس کشور چین پوزش بخواهد، اسیران چینی آزاد و سه هزار اسپ و عمدتا مادیان (اسپ ماده) نیز به خاقان فروخته شود كه خاقان پذیرفت و به جای پول نقد، بابت بهای اسبان به ایران ابریشم تحویل داد.
     ــــــــــــــــــــ
     * آثرپاتیگان از نام آثرپاتی (آذربد) شهربان و موبد (روحانی زرتشتی) این خطه گرفته شده كه هنگام حمله اسكندر به ایران در راس امور ایالت بود.

آغاز دوران اعدام مقامات نظام سلطنتی ـ نصیری ، رحیمی ، خسروداد و ناجی پشت بام مدرسه علوی تیرباران شدند - اسامی وزیران نخستین کابینه
شیخ صادق خلخالی
نیمه شب 25 بهمن 1357 (14 فوریه 1979)، سه روز پس از پیروزی انقلاب و یك روز بعد از تشكیل كابینه دولت موقت (کابینه مهدی بازرگان)، نخستین دسته افسران و مقامهای نظام سلطنتی تیرباران شدند. ارتشبد نعمت الله نصیری رئیس پیشین ساواك، سپهبد مهدی رحیمی رئیس شهربانی كل و فرماندار نظامی سابق پایتخت، سرلشكر رضا ناجی فرماندار نظامی سابق اصفهان و سرلشكر منوچهر خسروداد فرمانده سابق هوانیروز نخستین دسته اعدامی ها بودند كه محاكمه آنان همان روز در محل دبیرستان شماره 2 علوی در دادگاه انقلاب انجام و مفسد فی الارض شناخته شده و نیمه شب در پشت بام همان مدرسه تیرباران شده بودند و این، در حالی بود كه محاكمه 22 تن دیگر در همان محل ادامه داشت. شیخ صادق خلخالی قاضی دادگاه انقلاب بود و احكام اعدام پس از تایید آیةالله خمینی به اجرا درآمد.
    
ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب

اعضای كابینه مهدی بازرگان به این شرح اعلام شده بودند: ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب (که برخی
    از روزنامه های تهران نوشته بودند در سال 1960 با مدرک داروسازی به آمریکا رفته تبعه نچرالایزد آمریکا و قبلا مقیم شهر هوستون بود)، احمد صدر حاج سیدجوادی (زمانی دادستان تهران در نظام سلطنتی) وزیر كشور، داریوش فروهر (یک پان ایرانیست) وزیر كار و امور اجتماعی، كریم سنجابی (رئیس وقت جبهه ملی) وزیر امورخارجه، علی اكبر معین فر وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، دكتر كاظم سامی کرمانی (چپگرا و از مجاهدان انقلاب) وزیر بهداری، مصطفی کتیرائی وزیر مسكن، یوسف طاهری قزوینی وزیر راه و ....
عکسی از بازرگان و تنی چند از اعضای کابینه موقت


    
جسد ارتشبد نصیری در پزشکی قانونی، پس از تیرباران


    
جسد سپهبد رحیمی در سالن پزشکی قانونی تهران



تعداد کل صفحات: 80 1 2 3 4 5 6 7 ...