درخواست همکاری
دوستان گرامی
واقعا تنهایی نمیتونم این وبلاگ را بروز رسانی کنم.
از دوستان بزرگوار و دوستداران ایران تمنا دارم اگر علامند به همکاری در گذاشتن مطالب هستند برای من پیام خصوصی بذارن.
نگران مطلب هم نباشید خودم بهتون مطلب میدم. و شما بنام خودتون بذارید در وبلاگ
با سپاس افشین
واحد پول “تومان” ازکجا آمده است؟
واحد پول کشور ایران بر مبنای «دینار» بنا شده. دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «دیناریوس» خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد…
این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنت ها و حکومت های ایرانی هم از دینار استفاده می کردند. اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.
اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم«محمودی» نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که «شاهی» نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند. واحدهای دیگری مثل «قران» (هزار دینار) و تومان (۱۰۰۰۰) دینار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا” هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود دید: فرمانده ده هزار نفر).
در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش ۲۰۰ دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج شد این سکه ها «رئال» نام داشتند ( که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق ۱۱۷۵ دینار گرفته شد و در ایران به این اندازه خریده می شد.
سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش ۵۰۰ دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: ۵۰۰ دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.
در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ایران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار دیناری و دوهزار دیناری هم ضرب شدند (یک قرانی و «دوزاری»). در ابتدای سلطنت پهلوی برای یکدست شدن واحد پول ایران، سکه های ریال بجای ۱۱۷۵ دینار به مبلغ ۱۰۰۰ دینار ( مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول «ریال» نام گرفت. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناس های پنج ریالی و ده ریالی (یک تومانی) چاپ شدند.
تومان به عنوان واژهای که امروز کاربردی بیشتر از ریال، واحد پول رسمی دارد، از واژه ترکی به معنای دههزار وارد زبان فارسی شده است. تومان تا پیش از ۱۳۱۰ واحد پولی معادل با ۱۰۰۰۰ دینار بوده است. پیش از آن ،حدفاصل سالهای ۱۷۹۸ تا ۱۸۲۵ میلادی تومان واحدی معادل ۸ ریال بوده است ، که هر ریال خود معادل ۱۲۵۰ دینار میبوده. در این دوران یک قران واحدی برابر ۱۰۰۰ دینار یا یک دهم تومان بود. اما پس از سال ۱۹۳۲ میلادی، ۱۳۱۰ هجری شمسی هر تومان با ۱۰ ریال معادل شد و از آن پس *تومان* ، عملا واحد پول غیر رسمی در زندگی روزمره ایرانیان شد.
اما فراموش نکنیم واحد پول ایران باستان " داریک " بوده است.
ایرانی باشیم
كتاب (از زبان داریوش) (قسمت هفتاد و پنجم)
هر درگاه دارای دو نگاره است كه در دو طرف به صورت تصویر آینهای رو به روی هم قرار دارند. ظاهراً اتاق های دو طرف ایوان حمام یا دستشویی بوده است. در هر درگاه اتاق ها دو نگهبان نیزه دار ایستاده اند، كه به بیرون درگاه، یعنی به ایوان، نگاه می كنند. در دست نفر اول هر درگاه، سپری بافته شده از چوب بید قرار دارد.
در ورود به تالار اصلی با نگاره ی شاه مواجه می شویم كه در حال ترك كاخ است. روی سر تاج طلای بلندی با لبه ای كنگره دار دارد و جعد مو، كه روكشی از فلز داشته، به وضوح پیداست. از سوراخ های كوچكی كه روی گردن و سینه و یا روی مچ شاه است معلوم می شود كه او گردن بند و دست بند داته است. دو ملازم، با قدی به مراتب كوچكتر، شاه را همراهی می كنند. در دست یكی از این دو، كه ریش دارد، یك چتر آفتابی است تا وقتی شاه كاخ را ترك میكند، از تابش خورشید در امان باشد. ظاهراً این ملازم از نظر مقام از دیگری بالاتر است، زیرا كه در هر دو درگاه پیش از آن دیگری قرار گرفته است. نفر دوم بدون ریش است، با یك دست مگس پرانی را روی سر شاه نگه داشته و روی دست دیگر حوله ای انداخته است. در هر طرف این نگاره یك نبشته ی سه زبانی وجود دارد. ترتیب این نبشته ها طوری است كه متن فارسی از دو طرف، اولین نبشته ای است كه در وسط و متن بابلی رو به داخل است: « داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه كشورها، پسر ویشتاسب هخامنشی این كاخ را ساخته است »
آن روزها هم مانند امروز داریوش به هر بیننده ای تفهیم می كند كه تصاویر، نوشته ها و تمامی كاخ به فرمان او ساخته شده است. باید فراموش نكنیم كه این نبشته، همان نبشته ای است كه ف. گروته فند به كمك آن توانست برای نخستین بار خط میخی فارسی باستان را بازبخواند.
از
تالار اصلی، دو در به طرف شمال، به دو اتاق بزرگ كه سقف هر كدام بر چهار ستون لمیده
بود، گشوده می شود. نگاره های هر دو در یكی است. دوباره با شاه روبرو می شویم كه
این بار در حال وارد شدن از اتاق های درئنی به تالار است. در این جا هم گردن بند و
دست بند به چشم می خورد و شاه تاجی بر سر دارد كه در اصل پوششی از ورقه ی طلا
داشته است. وجود شیاری مثلثی شكل روی چانه ی داریوش جلب توجه میكند. ظاهراً ریش
شاه در این نگاره از جنس دیگری بوده است: از سفالی مخصوص به رنگ آبی مصری ویا حتی
از سنگ لاجورد، در هنر هخامنشی رنگ آبی ریش بسیار مورد توجه بوده است و قطعات
زیادی از آن در صفه ی تخت جمشید پیدا شده است. شاه را همان ملازمان درگاه جنوبی
همراهی می كنند. الا این كه این جا در درون كاخ، نیازی به چتر آفتابی نیست. ملازم
ریش دار – چون چتر ندارد – دست هایش را روی هم گذارده است. ظاهراً این ژست مخصوص
همه ی خدمتكارانی است كه در حال گوش به فرمانی بودند. در زمان شاهان بعدی هخامنشی
به این رفتار بیش از پیش توجه می شود.

داریوش در حال ترك كاخ خود، ملازمی چتری آفتابی روی سر او گرفته است. تاج شاه روكشی از ورق طلا داشته است. سوراخ هایی كه در نگاره تعبیه شده معلوم می كند كه شاه گردن بندی نیز بر گردن داشته است.
به اتاق های جبهه ی شمالی و چمد اتاق جانبی آن توجه بیشتری شده. این اتاق های جانبی مجموعاً پنج باب اند كه به یك اتاق می توان مستقیماً راه یافت. در دیوار غربی و شرقی، دو در كاملاً رو به روی هم ساخته شده و پستوی كوچكی در سمت شمال، پشت این درها قرار دارد. درگاه های شرقی و غربی اتاق شماره ی 6 با هم هماهنگی ندارند، اما نگاره ی آن با هم برابرند. بر بدنه ی جنوبی هر دو درگاه خدمتكاری نقش شده كه در دستی روغن دان و در دست دیگر حوله ای گرفته است. بر بدنه ی شمالی، خدمتكاری دیگر با عودسوز و سطل زغال نقش شده است. یك در دیگر به اتاق جانبی قسمت جنوبی باز می شود كه به تالار اصلی راه ندارد. در نگاره ی درگاه این اتاق، هر دو خدمتكار درهای شرقی و غربی با هم نقش شده اند یعنی در هر دو طرف، هم خدمتكارانی كه حوله و روغن دان و هم خدمتكارانی كه عودسوز و سطل زغال در دست دارند در حال ورود به اتاق خصوصی اند. متاسفانه این قسمت از كاخ به شدت آسیب دیده و نمی توان به كاربرد تك تك اتاق ها پی برد. در درگاه اتاق شمال غربی كاخ هم، كه به اندازه ی اتاق قبلی ولی با دو پستو است، باز هم دو خدمتكار یاد شده به چشم می خورند.
ستون ها و نگاره های ستون پایه ی تالار شرقی آپادانا در پرسپولیس
سر ستون با نقش گاو نر در پرسپولیس

لوح طلایی یافت شده در پوسپولیس

مشخصات نقش برجسته نمایندگان و سفرا در پرسپولیس

كاخ داریوش شاه با مدخلی با ابهت و چارچوب پنجره های رو به شمال

1 اسفند ماه ( تقویم تاریخ)
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
30 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
30 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| روزی که ژنرال رضاخان پهلوی فرمانده كل نیروهای مسلح ایران شد | ||||||
در مصوبه پارلمان اضافه شده بود كه بدون رای مجلس این سمت از ژنرال رضا خان سلب نمی تواند بشود. هواداران احمد شاه که با این مصوبه، بوی خطر را استشمام کرده بودند بعدا تلاش بسیار كردند كه سلطان احمدشاه را از اروپا به وطن بازگردانند كه موفق نشدند. |
||||||
|
|
||||||
| اعدام مردی كه مخالفان سیاسی رضاشاه را در زندان با آمپول هوا می كشت | ||||||
جعفرقلی خان سردار اسعد در كابینه های متعدد وزیر بود و هنگام بازداشت و انتقال به زندان قصر هم وزیرجنگ بود كه ناگهان و بدون مقدمه، به اراده رضاشاه دستگیر شده بود. وی به همراه رضاشاه به مازندران رفته بود كه دربابل اورا دستگیر كرده بودند. وی كه از مشروطه خواهان بنام بود توسط سرهنگ سیاسی رئیس آگاهی پلیس (تأمینات) به تهران منتقل و تحویل زندان قصر شده بود. تقریبا همزمان، به دستور رضاشاه عده ای از سران ایلهای بختیاری، بویر احمد و چهارلنگ نیز دستگیر شده بودند كه دهم فروردین 1313 به حكم دادگاه نظامی اعدام شدند. گفته شده است كه در همین روز و در زندان قصر، سردار اسعد (معروف به سردار بهادر) با تزریق آمپول هوا توسط پزشك احمدی كشته شده بود. جعفرقلی خان كه هنگام مرگ 55 ساله بود پسر علیقلی خان بختیاری بود. علیقلی خان بود كه با سواران خود از اصفهان به تهران آمده و با كمك مجاهدان گیلان و مازندران و افراد یپرم خان پایتخت را تصرف و محمدعلی شاه قاجار را كه راه استبداد درپیش گرفته بود بركنار كردند. درپی درگذشت علیقلی خان، لقب «سردار اسعد» به جعفرقلی خان داده شده بود. جعفرقلی خان كه مدتی هم استاندار كرمان بود در آغاز پادشاهی رضاشاه از دوستان نزدیك او بود. سرهنگ نیرومند یكی دیگر از متهمان پرونده قتلهای مخالفان سیاسی دولت وقت به حبس ابد محكوم شده بود. دادگاه جنایی تهران سرهنگ راسخ را هم كه از ماجرا آگاه بود و به قوه قضایی خبر نداده بود تا عدالت اجرا شود به جرم اختفای جرم به شش سال زندان محكوم ساخت.
|
||||||
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
29 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| روزی که تیپ قزاق به قصد كودتا رهسپار تهران شد | ||
(جزئیات دیگری درباره كودتا و تغییر دولت در مطالب 23 فوریه این سایت آمده است) |
||
|
|
||
| تاسیس پیمان بغداد ـ انتقاد خروشچف از شاه ـ كانتینمنت احتمالی تازه | ||
چندی است که ولادیمیر پوتین - مرد نیرومند روسیه فدراتیو تلویحا از طرح پنهانی «كانتینمنت» تازه غرب انتقاد و اشاره به انتقامگیری می كند. در دوران حکومت جورج دبلیو بوش هم برخی از سیاسیون واشنگتن سخن از گسترش ناتو تا عراق و افغانستان و آن سوی این دو كشور به میان آورده بودند و .... مورخان معارضه تازه غرب با روسیه را که هنوز (جز مشاهده دو نمونه اش در اوکراین و گرجستان و نیز مقدمات استقرار شبکه ضد موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک) علنی نشده است از زمانی می دانند که کوزوو با کمک غرب از صربستان جدا شد. 18 فوریه 1959 و در چهارمین سالروز تاسیس پیمان بغداد نیكیتا خروشچف رهبر وقت شوروی شاه را با اشاره به عضویت ایران در پیمانهای نظامی غرب و متحد شدن با آمریكا بر ضد شوروی، شدیدا مورد حمله و نكوهش قرارداد و گفت كه شاه، ایران را به صورت ابزاری در دست آمریكا قرار داده و این كشور را به پایگاه آمریكا مبدل ساخته كه شوروی نمی تواند در قبال چنین وضعیتی بی اعتنا بماند. وی ضمن انتقاد از شاه، مفاد قرارداد سال 1921 ایران و روسیه را به وی یاد آور شد و گفت كه از بیم همین قرارداد، انگلستان در طول سالهای ملی شدن نفت ایران نتوانست دست به حمله نظامی بزند و مناطق نفتخیز ایران را تصرف كند. در پی این انتقاد، جنگ رادیویی دوكشور شدت یافت. |
||
|
|
||
| رویداد سیاهکل ـ تشکیل گروه چریکی به سبک "چه گوارا" در ایران | ||
|
هفته آخر بهمن ماه 1349 (فوریه 1971) گزارشهای روزانه رویداد سیاهکل
(گیلان) جای اخبار جنگ ویتنام را که در اوج شدت بود در رسانه های گوشه و
کنار جهان گرفته بود. رویداد سیاهکل 19 بهمن آن سال با حمله چند فرد مسلح
به پاسگاه ژاندارمری محل آغاز شده بود. این پاسگاه قبلا یک مرد مسلح را در
جنگلهای منطقه دستگیر و در پاسگاه بازداشت کرده بود و حمله 19 بهمن به
پاسگاه برای رهانیدن او بود. درحمله به پاسگاه، یک ژاندارم و یک غیر نظامی
کشته و بقیه افراد پاسگاه مجبور به فرار، و مهاجمان همدست بازداشت شده
خودرا آزاد و با سلاحهای موجود در پاسگاه از آنجا خارج و در جنگل پنهان شده
بودند. بررسی های بعدی حکایت از تشکیل یک گروه چریکی به سبک «چه گوارا» و
با هدف مبارزه با رژیم داشت. روز بعد از حمله به پاسگاه، چند واحد ژاندارم
به محل اعزام و جنگلهای سیاهکل محاصره و در طول یک هفته یک رشته زد و خورد
صورت گرفت که ضمن آن هفت مامور کشته، شماری زخمی و چند چریک دستگیر شده
بودند. رادیو تهران 29 بهمن به نقل از اعلامیه مشترک ژاندارمری و ساواک، شمار چریکهارا بیش از سی تن و عده دستگیر شدگان را 13 و مقتولان آنان را دو تن گزارش کرد و گفت که تلاش برای دستگیری بقیه ادامه دارد و عکس چند نفر از آنان که شناخته شده اند تکثیر و در نقاط مختلف شهر قرارداده خواهد شد تا مردم مخفیگاه آنان را به ماموران نشان دهند. اسامی ماموران مقتول در زد و خوردهای سیاهکل به این شرح اعلام شده بود: ستوان تقی مهدی نژاد مظفری، استوار نریمان عبادی، استوار اسماعیل رحمت پور، گروهبان نصیری، گروهبان اسماعیل روشن و دو تن دیگر. دستگیرشدگان سیاهکل بعدا محاکمه و چند تن از آنان اعدام شدند.
در جریان تعقیب بقیه اعضای این گروه چریکی بود که در چند نقطه تهران چند خانه محاصره و زدوخورد روی داد. یک صحنه شدید این زدوخوردها پنجم خرداد 1350 در کوی نیروی هوایی (دوشان تپه) صورت گرفت که ضمن آن پرویز پویان کشته شد. افراد گروه نیز بیکار ننشسته بودند یک بار نگهبان کلانتری قلهک را کشتند و باردیگر سپهبد ضیاء فرسیو رئیس وقت دستگاه قضایی ارتش را. فرسیو از خانه اش در قلهک رهسپار محل کار بود که مورد حمله قرارگرفت. در لحظه تیراندازی، پسر فرسیو در اتومبیل بود که او هم مجروح شده بود. فرسیو در سر راه به اداره، فرزندش را به مدرسه می رسانید. عملیات چریکی و از این قبیل در تهران و حومه تا آستانه انقلاب به صورت پراکنده ادامه داشت. چریکها که عمدتا کمونیست و چپگرا بودند در موارد متعدد مستشاران آمریکایی را هدف قرارداده، کشته و یا مجروح ساخته بودند. شاه یک دسته از آنان را مارکسیست اسلامی خطاب می کرد. |
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
28 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| امپراتور روم که شرایط ایران برای ترک مخاصمه را پذیرفته بود با گاز زغال کشته شد | ||||
ژوویان یكی از افسران ارتش در حال عقب نشینی روم از برابر ایرانیان بود که سمت ژولیان را به دست آورده بود. ژوویان كه قبلا به مسیحیت گراییده بود با حمایت افسران مسیحی ارتش روم به سمت امپراتور انتخاب شده بود و بی درنگ به شاپور دوم پیشنهاد ترك مخاصمه داده و شرایط شاپور دوم (ذوالاكتاف) را كه به او دیكته شده بود نوشته و امضاء كرده بود تا بتواند بقیه لشكریان رومی را از كشته شدن و یا اسارت نجات دهد. ایرانیان نظامیان اسیر را به كار اجباری در امور عمران کشور می گماردند و بر خلاف سایر ملل آنان را به صورت برده نمی فروختند و در نیمه دوم عمر پس از این كه مطمئن می شدند كه دیگر قادر به جنگیدن نخواهند بود آزاد می كردند. |
||||
|
|
||||
| آزادشدن تلگرافخانه ایران از قید كنترل انگلستان | ||||
| سالها پس از حذف قاجاریه از سلطنت و لغو موافقتنامه تقسیم ایران میان انگلستان و روسیه به دو منطقه نفوذ، تازه در این روز در سال 1310 (28 بهمن = 17 فوریه 1932) تلگرافخانه ایران از قید كنترل موسسه انگلیسی «تلگراف هندوستان» آزاد شد و استقلال یافت. شاید هم این گذشت انگلستان به خاطر دریافت لقمه بزرگتری و همانا تمدید قرارداد نفت در سال میلادی بعد بود كه ضمن آن بر منطقه قرارداد و مدت آن افزوده شد، و ملت ایران سالها بعد با یك تلاش همگانی موفق به لغو این قرارداد و ملی كردن نفت خود شد، كه پس از براندازی 28 امرداد بازهم .... | ||||
|
|
||||
| نفوس ایران و جمعیت تهران در سال 1319 ـ زمانی که تهران شهری 540 هزارنفری بود | ||||
|
سرشماری از نفوس ایران در سال 1319 از 28 بهمن این سال (70 سال پیش) آغاز
شد و چند روز ادامه داشت. نتایج این سرشماری دوازده روز بعد (دهم اسفند) در
روزنامه ها انتشار یافت. طبق اطلاعیه رسمی منتشره، جمعیت ایران در آن سال
18 میلیون و 339 هزار نفر بود. در این اطلاعیه، جمعیت شهر تهران 540 هزار
تن ذکر شده بود. نتایج این سرشماری، دولت وقت را نگران افزایش جمعیت تهران کرد و تصمیم به تدوین یک رشته ضوابط برای محدود کردن مهاجرت به تهران ازجمله مشروط کردن نقل مکان و انتقال مراکز برخی از سازمانهای دولتی و پاره ای از مدارس تعلیمات عالی به شهرهای دیگر گرفت که اشغال نظامی ایران در شهریور 1320 همه این برنامه ها را متوقف ساخت و به بایگانی سپرد. |
||||
|
|
||||
| قوام السلطنه به مسكو رفت | ||||
|
||||
|
|
||||
| شادی ایرانیان از بستن کنسولگری های انگلستان که سه هفته ادامه داشت | ||||
|
معتمدان محلی چند شهر بزرگ کشور که از جانب همشهریان خود در تهران اجتماع
کرده بودند 28 بهمن 1330 در نامه ای که به دکتر مصدق [رئیس وقت دولت]
تسلیم داشتند خواستار شدند که یکم بهمن (21 ژانویه) روز ملّی و تعطیل عمومی
اعلام شود. به تصمیم مصدق، در این روز كنسولگری های انگلستان در ایران
بسته شده بود و به این مناسبت مردم در سراسر كشور دست به شادمانی و
برپاکردن مجالس جشن و سرور زده بودند که از آن روز تا سه هفته ادامه داشت،
زیرا كه ایرانیان خاطرات تلخی از مداخله این كنسولگری ها در امور وطن به
ویژه پس از تقسیم ایران میان روسیه و انگلستان به دو منطقه نفوذ و استقرار
نیروهای نظامی این دو کشور داشتند. به اتکاء همین حمایت مردمی، دكتر مصدق
24 مهر ماه 1331 همه روابط ایران با انگلستان را قطع کرد و در مجلس اعلام
داشت: ما روابط گرگ با میش را نمی خواهیم. در طول تاریخ، از رابطه با لندن
رنجهای فراوان برده ایم. انگلستان مثل هر امپریالیست دیگر نمی خواهد ملل
ضعیف رشد و ابراز وجود كنند و بنابراین داشتن رابطه با چنین دولتی منطقی
نمی تواند باشد. مروری بر تاریخ 150 ساله اخیر نشان می دهد که برای ما
ایرانیان، حضور فرستادگان انگلستان جز توطئه، تشبّث و مداخله ثمری نداشته
است. ما می خواهیم باهدف بازگشت به عظمت گذشته، رشد كنیم و روی پای خود
بایستیم و خودمان باشیم كه با داشتن رابطه با انگلستان، تحقق این آرزو
امكان پذیر نخواهد بود. مجلس اقدام دکتر مصدق را با كف زدن و ابراز شادمانی تایید كرده بود. قطع رابطه با انگلستان تا پس از کودتای 28 امرداد 1332 ادامه داشت. |
||||
|
|
||||
| ... و دكتر اقبال هم حزب ملیّون را تاسیس كرد! | ||||
|
||||
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
27 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| سالگشت وفات مولف تاریخ طبری كه کتاب نوشت تا قصور دولتهای گذشته روشن شود - هدف و فایده تاریخ از زبان طبری | ||||||
محمد جریر در مقدمه تالیف خود نوشته است كه هدف او از این كار پرزحمت؛ خبر رساندن و آگاهی دادن از حوادث ایام ملوك، پیمبران، و خلیفگان از آغاز خلقت است، و كارهایشان را بگویم تا كوتهی آنان روشن شود. وی در این مقدمه نوشته است كه آن چه را كه آورده از قول راویان و ناقلان است و از او نیست و درستی آنها را جز آن چه كه در زمان خودش و یا نزدیك به عصر خودش بوده تضمین نمی كند. مولفان تاریخ «تاریخ نویسی»، فایده تاریخ و تاریخ نگاری در کتب خود؛ مقدمه ای را که طبری بر تالیف بزرگ خویش «اخبار الرسل والملوک» برنگاشته تفسیر کرده اند که هدف اصلی از دانستن تجربه گذشتگان (خواندن تاریخ) است تا به همانگونه که طبری گفته است از کوتهی (اشتباه و غفلت) دیگران درس بگیرند و تکرار نکنند که گریزی از دادگاه «تاریخ» و مجازات ابدی آن نیست. |
||||||
|
|
||||||
| از سرهنگ پولادین تا سرلشکر قره نی؛ تلاش برای برانداختن پهلوی ها | ||||||
سرگرد احمد همایون 15 سال، سرهنگ نصرالله خان هفت سال، سرگرد روح الله خان پنج سال و .... به اصرار وکیل حئیم کلیمی (نماینده جامعه کلیمیان ایران در مجلس پنجم) و احمد پولادین و موافقت رئیس دستگاه قضایی ارتش (دیوان حرب) پرونده این دو متهم به همدستی با سرهنگ پولادین به دادگستری ارسال شد تا در آنجا بررسی شود. روزنامه های تهران جزئیات توطئه را فاش نکرده بودند و تنها نوشته بودند که طرح توطئه بلافاصله پس از تغییر سلطنت [بر تخت سلطنت نشستن رضاشاه] آغاز شده بود و پلیس 18 ماه تمام توطئه گران را زیر نظر داشت و پس از به دست آوردن اسناد «قاضی پسند» و اندکی پیش از اجرای توطئه دستگیرشان کرد.
|
||||||
|
|
||||||
| روزی كه رضاشاه روابط ایران با آمریكا را قطع كرد | ||||||
وزارت خارجه ایران گزارش را عینا برای رضا شاه ارسال می دارد و وی این عمل را بی احترامی نسبت به كشور ایران تلقی كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ایران از واشنگتن و اخراج هیات سیاسی آمریكا از تهران را می دهد. قطع روابط ازنیمه فروردین 1315 عملی می شود، ولی غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار می گردد. مقام دیپلماتیك وی در واشنگتن، «وزیر مختار» بود. روابط ایران و آمریكا پس از این رویداد مدتها قطع بود. |
||||||
|
|
||||||
| زادروز صادق هدایت داستان نگار بنام معاصر ایران | ||||||
زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر. صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است. |
||||||
|
|
||||||
| گلوله ای که به بدن حسین فاطمی شلیک شد | ||||||
دکتر حسین فاطمی 25 بهمن ماه 1330 در گورستان معروف به مقبره
ظهیرالدوله هدف گلوله یک عضو 14 ساله جمعیت فدائیان اسلام قرارگرفت و مجروح
شد. فاطمی ناشر روزنامه ملی گرای باختر امروز از متحدین دکتر مصدق و در
آن زمان 38 ساله بود. جمعیت فدائیان اسلام در دهه های 1320 و 1330 چند
مقام تراز اول وقت ازجمله رزم آرا و و هژیر را ترور کرده بود. دکتر فاطمی
در مراسم پنجمین سال قتل محمد مسعود (ناشر روزنامه مرد امروز) شرکت کرده و
سرگرم ایراد نطق برای حاضران بود که هدف گلوله قرارگرفت. در آن مراسم
بسیاری از ملیّون حضور داشتند. گلوله به شکم فاطمی اصابت کرده و اورا سخت
مجروح ساخته بود.
حسین فاطمی آخرین وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق پس از براندازی 28 امرداد فرار کرده و مخفی شده بود که چندماه بعد دستگیر و اعدام شد. وی بود که پس از فرار شاه بر در کاخ سلطنتی قفل زده بود و به سفارتخانه های ایران دستور اکید داده بود که با شاه تماس نگیرند زیراکه او فرارکرده و فرار شاه معنایی جز کناره گیری از مقام ندارد.
|
||||||
|
|
||||||
| منوچهر وثوق: محمد خاتمی گفته بود كه نماز ما، قدیمی های اهل هنر هم قبول نیست چه رسد به ...! | ||||||
|
||||||
|
|
||||||
|
|
||||||
| در قلمرو اندیشه | ||||||
| آسیای میانه ابرقدرت ساز - اهمیت آسیای میانه و رقابت برسر نفوذ در آن - "خویشاوندی" عاملی بزرگ در دست تهران | ||||||
آسیای میانه (فرارود و مناطق شمالی آن) اینك پنج جمهوری مستقل را تشكیل می دهند؛ گو اینکه ایالت شمال غربی چین را هم جزیی از آسیای مرکزی به حساب می آورند. درپی رویداد 11 سپتامبر 2001، نخست آمریكا و سپس ناتو (غرب) در افغانستان مستقر شده اند و چون صحبت از بیرون رفتنشان نیست، ورود قدرت های "اوراسیا" به صورت یک بدنه و یا به شکل جداگانه به صحنه قابل پیش بینی است و اگر چنین شود معارضه بعید نیست مخصوصا که قرارداد هرات منعقده در پاریس در قرن نوزدهم دست ایران را برای هرگونه مداخله و قطع توطئه برضد خود و دفاع از تاجیکها بازگذارده و به این ترتیب هرگونه اقدام ایران در این راستا مشروع است. روسیه نیز توافق های محرمانه با غرب دارد که طبق همین توافق های نیروهای خودرا در فوریه 1989 پس از هشت سال از افغانستان خارج ساخت. در آسیای میانه، در برابر مساعی غرب، قبلا تلاش چهارجانبه دیگری مشاهده می شد و این تلاش ها که از سوی روسیه، چین، ایران و نیز هند بعمل می آمد اینک از این جهت (ایستادگی در برابر نفوذ غرب) در چارچوب سازمان همکاری های شانگهای متمرکز شده اند و قدرت "اوراسیا" دارد واقعیت می یابد. تلاش های داخلی - اقتصادی و فرهنگی - به صورت سابق و جداگانه ادامه دارد، در چارچوب این تلاشهای جداگانه با هدف تقویت مناسبات دوجانبه، خویشاوندی ساكنان و وجود فرهنگ و تاریخ مشترك به ایران كمك بسیار می كند. تاجیكهای منطقه (پارس ها) متحدان بی چون و چرای ایرانیان هستند و خواهان گسترش همکاری های فرهنگی و اقتصادی دوجانبه. آخرین تلاش در این زمینه مربوط است به ایجاد یک مرکز فرهنگی ایران و تاجیک در شهر خجند در ایالت سغدیای تاجیکستان در فوریه 2009. خجند روزگاری پایگاه مرزبان بزرگ ایران در شمال شرقی وطن مشترک ما بود و همین نیرو قرنها مانع ورود هون ها و زردها به ایرانزمین شده بود. پس از هجوم عرب، خجند از مراکز بزرگ پاسداری از زبان فارسی و تمدن و فرهنگ ایرانی بوده است. |
||||||
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
26 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| روزی که خسروپرویز شاه ایران شد و با اشتباهات خود امپراتوری ساسانیان را بر باد داد | ||
| 15 فوریه سال 590 میلادی خسرو پرویز نوه خسروانوشیروان به عنوان بیست و دومین شاه ایران از دودمان ساسانیان در تالار بزرگ کاخ سلطنتی تیسفون (طاق کسری) تاجگذاری کرد. بزرگان وقت پدر او ـ هرمز چهارم را برکنار و بازداشت کرده بودند که بعدا کشته شد. هرمز را پیش از کشتن، نابینا کرده بودند. اسپهبد بهرام مهران (بهرام چوبین) این روش جا به جایی را یک توطئه اعلام کرد، پادشاه شدن خسروپرویز را نپذیرفت و تا تعیین پادشاه به روش درست، زمام اموررا به دست گرفت. خسروپرویز که چنین دید از تیسفون گریخت و برای جلب کمک به قسطنطنیه رفت. موریس امپراتور روم شرقی به این شرط که خسرو از ارمستان و لازیستان [منطقه ساحلی گرجستان که آبخیزستان ـ آبخیزیا ـ گوشه ای از آن بود] بگذرد حاضر شد نیروی نظامی دراختیار او بگذارد تا به شاهی بازگردد. این نیروی خارجی بهرام چوبین را به منطقه فرارود فراری داد. این رویداد ایرانیان را خشمگین ساخت و خسرو برای جبران اشتباه خود (توسل به خارجی) از فرصت قتل موریس به دست فوکاس سردار رومی استفاده کرد به سوریه و فلسطین لشکر کشید هر دو منطقه را به قلمرو ایران بازگردانید و سپس مصر را هم متصرف شد. این فتوحات ضرورت نداشت و ارتش ایران را فرسوده ساخت. هراکلیوس که بر جای فوکاس نشسته بود به بهانه بازگرداندن صلیب اصل (صلیبی که مسیح بر آن مصلوب شده بود) از تیسفون به اورشلیم، وارد قلمرو ایران شد و در نینوا (موصل) ارتش ایران را شکست داد، خسروپرویز یگانهای در حال نبردرا رهاساخت و از میدان جنگ به تیسفون بازگشت و به باده گساری روی آورد که بزرگان کشور در فوریه 628 اورا بازداشت کردند و پسرش قباد دوم را برجایش نشاندند. خسروپرویز چند روز پس از شاه شدن پسرش در زندان کشته شد. مورخان، ازمیان برداشتن نعمان سوم حکمران حیره را از اشتباهات دیگر خسرو پرویز بشمار آورده اند. مولف تاریخ طبری از خسروپرویز تعریف کرده ولی مورخان روم شرقی وی را فردی مردّد، خیالباف، فاقد دورنگری و ترسو توصیف کرده و فتوحات نظامی اش را به حساب دو ژنرال معروف ایران؛ شهربراز و شاهین گذارده اند. | ||
|
|
||
| گزارش خواندنی و تأمل برانگیز دیدار فرستاده تزار روسیه با نادرشاه در شهرک تهران | ||
|
طبق مندرجات دفتر ثبت وقایع دربار روسیه، 15 فوریه سال 1742 الیزابت تزار
روسیه و مشاورانش گزارش کتبی «كالوشكین» نماینده اعزامی به ایران را از
ملاقاتش با نادرشاه به دقت بررسی كردند. كالوشكین در گزارش خود كه در آرشیو
سن پترز بورگ محفوظ است نوشته بود: "ملاقات با نادر بسیار دشوار بود. وی چنان از باده پیروزی سرمست است كه صریحا می گوید كه اگر اراده كند؛ با یك حركت كره زمین را مسخر خواهد كرد. نادر مردی نظامی است و نمی توان روی تعهدات سیاسی او حساب كرد. او با عثمانی خوب نیست و با ما هم قلبا خوب نخواهد شد. خیلی دشوار است كه بشود با او وارد یك معامله سیاسی شد، زیراکه او برای هر مسئله ای راه حل نظامی را ترجیح می دهد. او عاشق شمشیر درخشان، توپ دورزن، اسب اصیل و سرباز مطیع است. باوجود این، هروقت كه خسته می شود از منشی اش كه در جلسات رسمی همیشه حضور دارد می خواهد كه برایش از دیوان حافظ غزلی بخواند.". این ملاقات چندی پس از یک سوء قصد نافرجام به جان نادرشاه صورت گرفته بود. 15 ماه مه سال 1741 به سوی نادر هنگام عبور از راه جنگلی سوادكوه (مازندران) از داخل جنگل شلیک شده بود و این رویداد عمیقا بر روحیه اش اثر گذارده بود. نادر پس از این تیراندازی كه صدمه ای هم به او وارد نساخت ماهها در تهران كه شهركی خوش آب و هوا بود اقامت كرد و در همین جا «كالوشكین» موفق به دیدار او شد. |
||
|
|
||
| دریادار دكتر احمد مدنی كرمانی درگذشت | ||
|
||
|
|
||
|
|
||
| در قلمرو ادبیات | ||
| میرزا اسدالله خان شاعر پارسی گوی هند | ||
|
||
برچسب ها:
تقویم تاریخ ،
25 بهمن ما ( تقویم تاریخ)
| لشكركشی چین به فرارود و شكست از لشكریان ایران | ||||||||||
|
14فوریه سال 102 میلادی (طبق محاسبات کرونیکل نگاران؛ چهاردهم فوریه
و امسال، مصادف با 26 بهمن ماه) «وادی» امپراتور وقت چین با استفاده از
فرصت درگیری ایران با رومیان در غرب، یك سپاه چهل هزار نفری از نیروهای خود
را روانه منطقه فرارود كرد. این حمله در ناحیه فرغانه و در نیمه راه خجند
به سمرقند، بدون نیاز به اعزام افراد پادگانهای تپورستان (مازندران)،
آثرپاتیگان (آذربایجان)، توسط نیروهای محلی پارت (خراسان)، آریانا (هرات و
غرب افغانستان امروز) و كهستان در هم شكسته شد و بسیاری از چینیان به اسارت
درآمدند. اسیران چینی هدف حمله نظامی را به دست آوردن اسپان (چون حرف پ در
الفبای عربی وجود ندارد به تدریج اسپ «اسب» نوشته شده است) دره فرغانه كه
بزرگتر از اسپان چین، نیرومند و پرطاقتند بیان كرده بودند. قضیه به مهستان (سنای ایران) در تیسفون گزارش شد و قرار شد كه اگر رئیس کشور چین پوزش بخواهد، اسیران چینی آزاد و سه هزار اسپ و عمدتا مادیان (اسپ ماده) نیز به خاقان فروخته شود كه خاقان پذیرفت و به جای پول نقد، بابت بهای اسبان به ایران ابریشم تحویل داد. ــــــــــــــــــــ * آثرپاتیگان از نام آثرپاتی (آذربد) شهربان و موبد (روحانی زرتشتی) این خطه گرفته شده كه هنگام حمله اسكندر به ایران در راس امور ایالت بود. |
||||||||||
|
|
||||||||||
| آغاز دوران اعدام مقامات نظام سلطنتی ـ نصیری ، رحیمی ، خسروداد و ناجی پشت بام مدرسه علوی تیرباران شدند - اسامی وزیران نخستین کابینه | ||||||||||
از روزنامه های تهران نوشته بودند در سال 1960 با مدرک داروسازی به آمریکا رفته تبعه نچرالایزد آمریکا و قبلا مقیم شهر هوستون بود)، احمد صدر حاج سیدجوادی (زمانی دادستان تهران در نظام سلطنتی) وزیر كشور، داریوش فروهر (یک پان ایرانیست) وزیر كار و امور اجتماعی، كریم سنجابی (رئیس وقت جبهه ملی) وزیر امورخارجه، علی اكبر معین فر وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، دكتر كاظم سامی کرمانی (چپگرا و از مجاهدان انقلاب) وزیر بهداری، مصطفی کتیرائی وزیر مسكن، یوسف طاهری قزوینی وزیر راه و ....
|
||||||||||
|
|
||||||||||
تبلیغات 


































